دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٩ - ٨/ ٢ هجوم ابن حضرمى به بصره
اعيَن به نزد زياد آمد و نزد او منزل كرد. آن گاه نزد قبيله خود رفت و مردانى را گرد آورد و به سوى ابن حضرمى شتافت و آنان را فرا خواند. دشنامش دادند و به او بد گفتند. او از نزد ايشان به خانه خود برگشت. گروهى به خانهاش وارد شده، او را كُشتند.
چون اعيَن بن ضبيعه كشته شد، زياد تصميم به جنگ با آنان گرفت. بنىتميم [نامهاى] نزد قبيله ازد فرستادند كه: ما به پناهنده شما و هيچيك از يارانش تعرّضى نكرديم. شما از پناهنده ما و جنگ با ما چه مىخواهيد؟
ازد، تمايل به جنگ نداشتند. پاسخ دادند: اگر متعرّض پناهنده ما شوند، جلوگيرى مىكنيم و اگر از پناهنده ما دست بدارند، ما نيز دست از پناهنده آنان برخواهيم داشت. آنان هم دست از مقابله كشيدند.
زياد به على ٧ نوشت: اعين بن ضُبيعه آمد و كسانى را از خويشاوندان خود كه فرمانبردار او بودند، گرد آورد. سپس آنان را با جدّيت و نيّت درست، براى مقابله با ابن حضرمى فراخواند و آنان را به اطاعت و دست كشيدن از اختلاف دعوت كرد. همه قومش همراهش شدند. اين آنان را هراسان ساخت. كسان بسيارى كه همراهشان بودند و نويد يارى مىدادند، از گرد ايشان پراكنده شدند و ميانشان اختلاف پديد آمد. سپس به نزد خانوادهاش برگشت. بر او وارد شده و او را ترور كردند و كشته شد. خداوندْ اعين را رحمت كند! در آن هنگام من خواستم با آنان نبرد كنم؛ امّا كسانى به اندازه كافى نداشتم كه عليه آنان نيرو بگيرم. دو طايفه نيز با هم نامهنگارى كردند و دست از هم كشيدند.
على ٧ چون نامه او را خواند، جارية بن قُدامه سعدى را فراخواند و او را همراه با پنجاه نفر از بنى تميم روانه ساخت. شريك بن اعور را نيز همراه او فرستاد. نيز گفته مىشود كه جارية بن قدامه را با پانصد نفر روانه ساخت. نامهاى نيز به زياد نوشت و فكر و كار او را تأييد كرد و فرمانش داد كه جارية بن قدامه را يارى كند و نظر مشورتى به او بدهد. جاريه به بصره آمد و نزد زياد رفت. زياد به او گفت: دست به كار شو؛ امّا مواظب باش كه آنچه بر سر رفيقت آمد، بر سر تو نيايد، و به هيچيك از اين مردم اعتماد مكن.
جاريه نزد قوم خودش رفت و نامه على ٧ را بر آنان خواند و وعده [ى پيروزى] به آنان داد. گروه بسيارى پاسخ دادند. بهسوى ابن حضرمى شتافت. او را در خانه سُنبيل محاصره كرد و خانه را بر سر او و همراهانش كه هفتاد يا چهل نفر بودند [خراب كرد و] به آتش كشيد.
مردمْ پراكنده شدند و زياد به دارالحكومه بازگشت و نامهاى به على ٧ فرستاد، به همراه ظبيان بن عماره كه از كسانى بود كه با جاريه آمده بود ... كه: جاريه نزد ما آمد و بهسوى