دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩ - ٦/ ٦ اندوه امام
٢٨٠٩. رجال الكشّى: چون خبر مرگ مالك اشتر به امير مؤمنان رسيد، آهى اندوهناك كشيد و گفت: «رحمت خدا بر مالك! و مالك چه بود؟! مرگ او برايم بسيار سخت و گران است. اگر صخره بود، صخرهاى با صلابت بود و اگر كوه بود، كوهى تك بود. گويا پارهاى از من جدا شد!».
٢٨١٠. الغارات به نقل از فضيل بن خديج، از پيرمردان قبيله نَخَع: وقتى خبر مرگ مالك به على ٧ رسيده بود، نزد آن حضرت رفتيم. پيوسته حسرت و تأسّف مىخورد و مىگفت: «خدا مالك را پاداش نيك دهد! مالك چه بود؟! اگر كوه بود، كوهى تك بود و اگر سنگ بود، سنگى سخت و محكم بود. سوگند به خدا، همانا مرگ تو جهانى را درهم شكست و جهانى را خوشحال كرد. گريه كنندگان، بايد بر چنين كسى بگريند. آيا كسى چون مالك هست؟!».
٢٨١١. الاختصاص به نقل از عوانه: چون خبر جان باختن مالك اشتر به على بن ابى طالب ٧ رسيد، بر منبر رفت و خطبه خواند و فرمود: «آگاه باشيد! همانا مالك اشتر درگذشت و به پيمانش وفا كرد و به ديدار پروردگارش شتافت. رحمت خدا بر مالك! اگر كوه بود، يگانه بود و اگر سنگ بود، با صلابت بود. اجر او با خدا. مالك چه بود؟ آيا زنان مىتوانند همچو او بزايند؟! آيا كسى مثل او هست؟!».
راوى گويد: چون فرود آمد و به خانه رفت، مردانى از قريش به نزد او آمدند و گفتند: خيلى براى او بىتابى كردى و ناليدى. او كه مُرد. فرمود: «به خدا سوگند، مرگ او اهل مغرب را عزّت بخشيد و اهل مشرق را خوار كرد. چند روز بر او مىگريست و بسيار در فقدان او اندوهناك بود و مىفرمود: «ديگر مانند او را هرگز نخواهم ديد!».
٢٨١٢. الغارات به نقل از صعصعة بن صُوحان: چون خبر مرگ مالك اشتر به على ٧ رسيد، گفت: «إنا للّه و إنا إليه راجعون! حمد، سزاوار خداوند است كه پروردگار جهانيان است.