دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤١ - حديث
على ٧ فرمود: «پس از آن، چيزى از پيامبر خدا نشنيدم كه فراموشش كنم».[١]
٣١١٢. ينابيع المودّة به نقل از اصبغ بن نباته: هنگامى كه على ٧ به كوفه آمد، چهل روز در نماز صبح براى مردم، [سوره] «سَبّحِ اسْمَ رَبّكَ الْأَعْلَى» را خواند. بعضى بر وى خُرده گرفتند. [در جواب] فرمود: «من ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه قرآن را مىشناسم. هيچ سخنى [از قرآن] نازل نشده، جز آن كه مىدانم درباره چه كسى، در چه روزى و در چه جايى نازل شده است. آيا نخواندهايد كه: «قطعا در صحيفههاى گذشته اين [معنا] هست؛ صحيفههاى ابراهيم و موسى»؟ سوگند به خدا، آن در پيش من است، از دوستم پيامبر خدا و از ابراهيم و موسى ٨ به ارث بردهام. سوگند به خدا، من كسى هستم كه خداوند، درباره من اين آيه را نازل كردهاست: «و گوشى شنوا، آن را نگه دارد». ما نزد پيامبر خدا بوديم و ما را از وحى، خبردار مىساخت. من آن را به خاطر مىسپردم و ديگران از دست مىدادند و وقتى از نزد او بيرون مىآمديم، مىگفتند: «چند لحظه پيش، چه گفت؟».
٣١١٣. امام صادق ٧ درباره سخن خداوند: «و گوشى شنوا، آن را نگه دارد»: گوش امير مؤمنان، آنچه را كه بود و خواهد بود، از خداوند به خاطر سپرده بود.
ر. ك: ج ١٠ ص ٥٣٥ (آنچه شنيد، فراموش نكرد).
شواهد التنزيل: ج ٢ ص ٣٦١ ٣٨٠.
[١] در تفسير فرات( ص ٥٠١ ح ٦٥٨) آمده است: على ٧ مىگفت:« هرگز از پيامبر ٦ كلامى را نشنيدم، مگر اينكه آن را از بر كردم و به سينهام سپردم». و در الطرائف( ص ٩٣ ح ١٣٠) آمده است:« چيزى را فراموش نكردهام و در شأن من نيست كه فراموش كنم».