دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٥ - حديث
فاطمه ٣ است كه خداوند از همه آنان خشنود باشد.
٣٠٦٠. تفسير الطبرى به نقل از زيد بن على، در تفسير سخن خداوند كه مىفرمايد: «بياييد پسرانمان و پسرانتان را و ... را فراخوانيم»: مراد، پيامبر و على و فاطمه و حسن و حسين : هستند.
٣٠٦١. الكشّاف در يادكردِ مباهله: پيامبر ٦، صبحگاهان، در حالىكه حسين ٧ در آغوشش بود و دست حسن ٧ را در دست گرفته بود و فاطمه ٣ پشت سرِ وى و على ٧ پشت سرِ فاطمه ٣ حركت مىكردند، آمد و مىفرمود: «هرگاه من دعا كردم، شما آمين بگوييد».
اسقف نَجران گفت: اى مسيحيان! من چهرههايى را مىبينم كه اگر خداوند بخواهد كوهى را از جايش بكَند، بهخاطر اين چهرهها خواهد كَند. با آنان مباهله نكنيد كه نابود خواهيد شد و تا روز قيامت بر روى كره زمين، مسيحىاى باقى نخواهد ماند.
٣٠٦٢. المَحاسن والمَساوئ به نقل از مردى از بنىهاشم: پدرم به من گزارش كرد كه در بصره، در مجلس محمّد بن عايشه بودم كه مردى از ميان جمعيت، برخاست و گفت: اى ابو عبد الرحمن! برترين ياران پيامبر خدا، كيست؟
وى پاسخ داد: ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه، زبير، سعد، سعيد، عبد الرحمن بن عوف و ابو عبيدة بن جرّاح.
مرد به او گفت: پس على بن ابى طالب ٧ چه؟
ابوعبد الرحمن گفت: اى مرد! از من درباره ياران پيامبر ٦ مىپرسى و يا خود او؟!
گفت: بلكه از ياران او.
ابو عبد الرحمن گفت: خداوند متعال مىفرمايد: «بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و