دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٥ - ٦/ ٩ آشكار شدن قبر امام
فرمود: «اين قبر جدّم على بن ابىطالب ٧ است».
٣٠٢٩. فَرحة الغَرىّ به نقل از صفوان جمّال: همراه امام صادق ٧ از مدينه به قصد كوفه خارج شدم. چون از دروازه «حِيرَه»[١] گذشتيم، فرمود: «اى صفوان!».
گفتم: بله، اى پسر پيامبر خدا!
فرمود: «مَركبها را به سمت منطقه قائم بيرون مىبرى و راه را به سمتِ غَرى جدا مىكنى».
چون به قائمِ غَرى رسيديم، ريسمان نازكى كه همراه داشت و از ليفِ نارگيل درست شده بود، درآورد و سپس با گامهايى بسيار به سمت مغرب از قائم فاصله گرفت، طناب را تا آخرش باز كرد و ايستاد. دستش را به زمين زد و مشتى خاك برگرفت و مدّتى آن را بوييد. آنگاه پيش رفت تا در جايگاه كنونى قبر ايستاد. دست مباركش را بر خاك زد، مشتى خاك برداشت، سپس صيحهاى كشيد كه پنداشتم جان داد. چون به هوش آمد، فرمود: «به خدا سوگند، قبر امير مؤمنان همينجاست». آن گاه خطوطى رسم كرد.
گفتم: اى پسر پيامبر! چه چيزى مانع از آن است كه نيكانِ اهل بيت پيامبر ٦ قبر امير مؤمنان را آشكار كنند؟
فرمود: «بيم از مروانيان و خوارج است كه به آزار او بپردازند».
٣٠٣٠. الكافى به نقل از صفوان جمّال: من و عامر و عبد اللّه بن جذاعه ازدى در خدمت امام صادق ٧ بوديم. عامر به آن حضرت گفت: فدايت شوم! مردم مىپندارند كه امير مؤمنان در «رُحبه»[٢] دفن شده است.
فرمود: «نه».
گفت: پس كجا؟
فرمود: «چون آن حضرت وفات يافت، حسن ٧ جسد او را برداشت و به پشت كوفه، نزديك نجف، سمت چپ غَرى و سمت راستِ حيره آورد و بين تپّههاى سفيدى او را به خاك سپرد».
[١] شهرى از دوران جاهليت، پر نهر، در يك فرسخى كوفه كه منزلگاه خاندان نعمان بن منذر بود( تقويم البلدان: ص ٢٩٩).
[٢] رُحبه، روستايى است مقابل قادسيه در يك منزلى كوفه( معجم البلدان: ج ٣ ص ٣٣).