دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢١ - ٦/ ٧ جاى قبر امام
دادند و از سمت گورستان [كوفه] رفتند تا به غَرى رسيدند. او را آن جا به خاك سپردند و قبر را صاف كردند و برگشتند.
٣٠٢٣. فَرحة الغَرىّ به نقل از عبدالرحيم قصير: از امام باقر ٧ درباره قبر امير مؤمنان پرسيدم.
فرمود: امير مؤمنان در قبر نوح ٧ دفن شده است».
گفتم: نوح كيست؟
فرمود: «نوحِ پيامبر».
گفتم چگونه چنين شد؟
فرمود: امير مؤمنان صدّيق است. خداوندْ آرامگاه او را در قبر يك صدّيق قرار داد.
اى عبد الرحيم! پيامبر خدا ما را از رحلت آن حضرت و محلّ دفن وى خبر داده بود. خداوند متعال براى او از پيشِ خود، حنوطى با حنوط برادرش پيامبر خدا فرستاده بود و به وى خبر داده بود كه فرشتگانْ او را وارد قبرش مىكنند. چون حضرت درگذشت، جزو وصيّتهايش به دو فرزندش حسن و حسين ٨ چنين بود:
" هرگاه جان دادم، مرا غسل دهيد، حنوط كنيد و شبانه و مخفيانه مرا برداريد. فرزندانم! عقبِ تابوت را برداريد و در پى آن رويد، هرگاه [جلوى تابوت] پايين آمد، شما هم زمين بگذاريد و مرا در قبرى دفن كنيد كه تابوت بر روى آن گذاشته مىشود و مرا به كمك كسانى كه براى دفنم يارىتان مىكنند، شبانه به خاك بسپاريد و محلّ دفن را هموار كنيد"».
٣٠٢٤. فَرحة الغَرىّ به نقل از ابو بكر بن عيّاش: از ابو حُصَين و اعمش و ديگران پرسيدم: آيا كسى به شما خبر داده است كه بر اميرمؤمنان نماز خوانده يا شاهد دفن او بوده؟
گفتند: نه.
از پدرت محمّد بن سائب پرسيدم. گفت: حضرت را شبانه بيرون بردند. حسن و حسين ٨، محمّد حنفيّه، عبد اللّه بن جعفر و تعدادى از افراد خانوادهاش او را بيرون بردند و در پشت كوفه به خاك سپرده شد.
به پدرت گفتم: چرا چنين كردند؟
گفت: بيم آن داشتند كه خوارج و ديگران قبر او را بشكافند.
٣٠٢٥. تاريخ اليعقوبى: امام ٧ در منطقه كوفه در محلّى به نام «غَرىّ» به خاك سپرده شد.