دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٣ - ٦/ ١ تجهيز و خاكسپارى
بيرون آورد و امير مؤمنان را با آن خشك كرد. آن گاه كلنگ را گرفت و ضربهاى زد. قبرى در ميان ضريحى شكافته شد و ناگاه، قطعه ساجى پيدا شد كه بر آن نوشته شده بود: «به نام خداوند بخشنده مهربان. اين قبرى است كه نوح پيامبر براى على وصىّ پيامبر، هفتصد سال پيش از توفانْ آماده ساخته است».
امّ كلثوم گفت: قبر شكافته شد. نمىدانم سرورم در زمين نهان شد يا به آسمان برده شد؟ آنگاه صدايى را شنيدم كه چنين تسليتمان مىگفت: «خداوندْ عزاى شما را در باره سرورتان و حجّت خدا بر خلق، نيك گرداند!».
٢٩٨٩. امام صادق ٧: چون امير مؤمنان ضربت خورد، به حسن و حسين درودهاى خدا بر آنان باد فرمود: «مرا غسل دهيد، كفن كنيد، حنوط كنيد، درون تابوتم بگذاريد و عقب تابوت را برداريد، چون جلوى آن را ديگران برمىدارند. به قبر كَنده و آمادهاى ولحد و خشتِ قبر فراهم شدهاى مىرسيد. مرا در قبر بگذاريد، خشت بر روى لحد بگذاريد، از طرف سرم يك خشت را برداريد، ببينيد چه مىشنويد».
آن دو بزرگوار، خشتى از طرف سرِ لحد برداشتند، پس از آن كه خشتهاى لحد را چيده بودند. ديدند در قبر چيزى نيست. ناگهان هاتفى ندا داد: «امير مؤمنان، بنده شايستهاى بود. خداوند او را به پيامبرش ملحق ساخت و با اوصيا پس از انبيا چنين مىكند. حتّى اگر پيامبرى در مشرق بميرد و وصىّ او در مغرب از دنيا برود، خداوندْ وصى را به نبى ملحق مىكند».
٢٩٩٠. فضائل الصحابة، ابن حنبل به نقل از هارون بن سعد: نزد على ٧ مُشكى بود. وصيّت كرد كه او را با آن حنوط كنند. فرمود: «اضافهاى از حنوط پيامبر خداست».
٢٩٩١. امام صادق ٧: چون امير مؤمنان را غسل دادند، از سوى خانه ندا آمد: «اگر جلوى تابوت را بگيريد، براى عقب آن كسانى هستند و اگر عقب آن را بگيريد، جلويش را ديگران مىگيرند».
٢٩٩٢. العدد القويّة: چون آن حضرت درگذشت، دو فرزندش حسن و حسين ٨ و عبد اللّه بن جعفر او را غسل دادند. نيز گفتهاند: محمّد بن حنفيه. نيز گفتهاند: او را غسل ندادند، چرا كه وى سالار شهيدان بود.