دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٩ - ٥/ ٨ گريستن زمين
سپس چشمانش را به چهره همه خانوادهاش گرداند و فرمود: «از همه شما خداحافظى مىكنم. خدا همه شما را پشتيبانى و نگهدارى كند. خداوند، جانشين من در ميان شماست و در جانشين بودن، خداوند برايتان بس است».
سپس فرمود: «و عليكم السلام، اى فرستادگان الهى!».
سپس اين آيات را خواند: «پس براى چنين پاداشى، عمل كنندگانْ عمل كنند» و «خداوند با كسانى است كه پرهيزگارى داشتند و آنان كه نيكوكارند» و پيشانىاش عرق كرد، در حالىكه بسيار ذكر خدا مىگفت و پيوسته و بسيار خدا را ياد مىكرد و شهادتين مىگفت.
سپس رو به قبله شد، چشمانش را بست، دستها و پاهايش را دراز كرد و گفت: «أشهد أن لا إله إلّا اللّه، وحده لا شريك له و أشهدُ أنّ محمّدا عبده و رسوله». سپس جان داد.
وفاتش شب ٢١ رمضان، شب جمعه بود، به سال چهلم هجرى.
٥/ ٨ گريستن زمين
٢٩٧٩. المستدرك على الصحيحين به نقل از اسماء انصاريه: شبى كه على ٧ كشته شد، در «ايلياء»[١] هيچ سنگى را برنداشتند، مگر آن كه زير آن خون تازه ديده شد.
٢٩٨٠. المستدرك على الصحيحين به نقل از ابن شهاب: به دمشق رفتم. آهنگ نبرد داشتم. پيش عبد الملك رفتم تا بر او سلام كنم. او را در قُبّهاى بر روى بساطى يافتم، نزديك ستون كه زير او دو فرش گسترده بود. سلام دادم و نشستم. به من گفت:
[١] نام شهر بيت المقدس و معناى آن، بيت اللّه( خانه خدا) است( معجم البلدان: ص ٢٩٣).