دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩ - ٥/ ٤ وصيتهاى امام
٥/ ٣ ديدار پزشك
٢٩٥٩. مقاتل الطالبيّين به نقل از عمر بن تميم و عمرو بن ابى بكار: چون على ٧ ضربت خورد، همه پزشكان كوفه را براى او گرد آوردند. هيچكس از آنان از اثير بن عمرو بن هانى سكونى نسبت به جراحت او داناتر نبود. او طبيبِ مداواگر و صاحب كرسى بود و جراحتها را درمان مىكرد و از جمله چهل جوانى بود كه خالد بن وليد، آنان را در «عين التمر» به اسارت گرفته بود. چون اثير به زخم امير مؤمنان نگاه كرد، ريه گرم گوسفندى طلبيد و از آن رگى بيرون كشيد و آن را در شكاف زخم گذاشت، سپس بيرون آورد كه سفيدى مغز بر آن بود. گفت: اى امير مؤمنان، وصيّت خود را بكن. ضربت دشمن خدا به مغز سرت رسيده است.
٥/ ٤ وصيّتهاى امام
٢٩٦٠. تاريخ دمشق به نقل از عقبة بن ابى صهباء: چون ابن ملجم؛ على ٧ را ضربت زد، حسن ٧ گريان بر او وارد شد. فرمود: «پسرم! چرا گريه مىكنى؟».
گفت: چرا گريه نكنم، در حالى كه تو در اوّلين روز آخرت و آخرين روز دنيايى؟
فرمود: «پسرم! چهار چيز و چهار چيز را مراقبت كن. با عمل به آنها سفارش، هر كار كنى، زيان نمىبينى».
گفت: آن چهار چيز كدام است، پدر؟
فرمود: «خِرد، سرشارترين ثروت است. حماقت، بزرگترين فقر است. عُجب، وحشتناكترين تنهايى است، و بزرگوارى و اخلاق نيكو، برترين شرافت است».
[حسن ٧] گويد: گفتم: پدر! اين شد چهارتا. آن چهار سفارش ديگر را هم بفرما.
فرمود: «از دوستى با نادان بپرهيز، چرا كه مىخواهد به تو سود برساند، ولى زيان مىزند؛ از دوستى با دروغگو برحذر باش، چرا كه دور را برايت نزديك جلوه مىدهد و نزديك را دور؛ از رفاقت با بخيل بپرهيز، چرا كه در شديدترين حالت نياز، از تو دريغ مىكند؛ و از دوستى