دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨١ - ٢/ ٥ امام، قاتل خود را مىشناخت
٢/ ٤ مرا مردى گمنام مىكُشد
٢٩١٢. امام على ٧: به يقينْ مرا مردى گمنام خواهد كشت، از تبارى پست، بهصورت ترور، نه در ميدان كارزار و نه در معركه مردان. واى بر مادرش، آن كه شقىترين انسان است و آرزو مىكند كه كاش مادرش بر او باردار نشده بود! هلا، كه او و مرد سرخرنگ و بورِ قوم ثمود (كشنده ناقه صالح) همزنجير و همبندند!».
٢/ ٥ امام، قاتل خود را مىشناخت
٢٩١٣. الإرشاد به نقل از ابو طفيل عامر بن واثله: امير مؤمنان مردم را براى بيعتْ جمع كرد. عبد الرحمن بن ملجم مرادى كه خدا لعنش كند آمد و حضرتْ دو يا سه بار او را رد كرد. سپس بيعت كرد. امام ٧ هنگام بيعت او به وى فرمود: «آن شقىترين را چه چيزى باز مىدارد؟ سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اين از اين خونين خواهد شد» و دست خود را بر محاسن و سرش نهاد. چون ابنملجم پشت كرد كه برود، حضرت، اين شعر شاعر را خواند:
كمربند خويش را براى مرگ محكم كن
كه مرگْ تو را ديدار خواهد كرد.
از مرگ، آن گاه كه بر تو فرود آيد
بىتابى مكن و مهراس.
آن گونه كه روزگارْ تو را خندانده است
همچنين خواهد گرياند.