دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٥ - ١/ ٦ قاتل او بدبختترين مردم است
عمر هجرت كرد و نزد معاذ بن جبل، قرآن خواند. اين را ابو سعيد بن يونس گفته است. سپس از بزرگان خوارج شد. او طبق حديثِ ثابت شده از پيامبر خدا، با كشتن على بن ابى طالب ٧ شقىترين فرد اين امّت است.
١/ ٦ قاتل او بدبختترينِ مردم است
٢٨٩٠. مسند ابن حنبل به نقل از عمّار ياسر: من و على ٧ در غزوه ذات العشيره همراه بوديم. چون پيامبر خدا در آن جا فرود آمد و اقامت گزيد، مردمى از بنى مدلج را ديديم كه در چشمهاى كه در نخلستان داشتند، كار مىكردند. على ٧ به من گفت: «اى ابو يقظان! مىخواهى نزد آنان برويم و ببينيم چگونه كار مىكنند؟».
پيش آنان رفتيم و ساعتى به تماشاى كارشان پرداختيم. خوابْ ما را فرا گرفت. من و على ٧ رفتيم و در بين تودهاى از درختهاى خرما روى خاك خوابيديم. به خدا سوگند، از خواب بيدار نشديم تا آن كه پيامبر خدا با پايش ما را تكان داد. ما هم از آن زمين خاكى، خاكآلود شده بوديم. آن روز بود كه چون پيامبر خدا، على ٧ را خاكآلود ديد، او را «ابو تراب» صدا زد و فرمود: «آيا به شما دو تن خبر دهم از دو مردى كه بدبختترين مردماند؟».
گفتيم: آرى، اى پيامبر خدا!
فرمود: «سرخْروى قوم ثمود كه ناقه را پى كرد و آن كه اى على بر فرق تو ضربت مىزند تا اينكه محاسنت از خون آن تَر مىشود».
٢٨٩١. المستدرك على الصحيحين به نقل از سعيد بن ابى هلال، از زيد بن اسلم: ابو سنانِ دئلى به من خبر داد كه على ٧ را در بيمارى وى كه او را آزار مىداد عيادت كرد.