دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٩ - اوج قدرت رهبرى در اوج تنهايى
جهاد، جهاد، بندگان خدا! ... من همين امروز، لشكر آماده مىكنم. هركه مىخواهد به سوى خدا پر كشد، بيرون شود.
آنگاه، سازماندهى سپاه را بدينگونه گزارش مىكند:
براى حسين ٧ ده هزار سپاه، و براى قيس بن سعد، ده هزار سپاه، و براى ابو ايّوب، ده هزار سپاه قرار داد و براى ديگران هم رقمهاى ديگر، و آماده بازگشت به صفّين بود و جمعه نيامده بود كه ابن ملجم ملعون، او را ضربت زد. سپاهيان بازگشتند و ما چون گوسفندانى بوديم كه شبانِ خود را از دست داده است و گرگها از هرسو آنان را مىربايند.[١]
بدينسان و بر پايه آنچه آمد، اظهارات دردمندانه امام ٧ و گلههاى مكرّر او از يارانش، به دليل ضعف و اظهار عجز از رهبرى و اداره مردم با آن ويژگىها كه ترسيم شد، نبود؛ بلكه امام ٧ به جاى بهكارگيرى زبان خشونت و شمشير براى بسيج مردم، از اين زبان، در جهت به حركت درآوردن آنان بهره مىگرفت.
بسيج نيرويى سنگين در شرايطى كه شرح آن گذشت، در مدّتى كمتر از يك هفته (در همان هفته پيش از شهادتش)، نشاندهنده توانمندى فوق العاده حضرت در بسيج تودههاى مردم از يك سو، و موفّقيت سياستهاى علوى در كشوردارى از سوى ديگر است.
آنچه آمد، نگاهى بود گذرا به زمينهها، علل و عوامل سستى مردم در هنگامهاى بدان سان، و ترسيمى از سيره علوى در اداره كشور.
سخن را در اين زمينه به پايان مىبريم و از خداوند متعال در بهرهگيرى از معارف آفتابگون علوى و آموزههاى درياوار آل اللّه : توفيق مىطلبيم.
[١] ر. ك: نهج البلاغة: خطبه ١٨٢.