دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٦ - تحقق پيشگويىهاى امام على
خواهد گستراند و ريشه مخالفان را از بُنْ برخواهد كَند:
فَمَن نازَعَني قَصَمتُهُ ومَن دَنا مِنّي أكرَمتُهُ، ومَن نَأى عَنّي طَلَبتُهُ ومَن ثَبَتَ لي طاعَنتُهُ ومَن ولِيَ عَنّي لَحِقتُهُ ومن أدرَكتُهُ قَتَلْتُهُ ... إنَ آلَتي: أزرَعُ بِدِرهَمِكَ مَن يُواليكَ، و أحصِدُ بِسَيفِكَ مَن يُعاديكَ.[١]
آن كه با من بستيزد، او را بشكنم، و آن كه به من نزديك شود، بزرگش شمارم. آن كه از من دور شود، در جستجويش باشم، و آن كه در برابرم پايدارى كند، بر او آسيب رسانم، و آن كه بر من پشت كند، به دنبالش روم، و آن را كه بيابم، بكشم ... به درستى كه ابزارم اين است: زَرَت را در دوستانت كِشت مىكنم، و با شمشيرت، آن را كه با تو دشمنى كند، درو مىكنم!
عبد الملك، اين شيوه را پسنديد و به سال ٧٤ هجرى، حجّاج را به حكومت كوفه و بصره گمارد و او در نخستين رويارويى با مردم، در خطابهاى هشدار دهنده به مردم گفت:
به درستى كه سرهايى مىبينم كه رسيدهاند و هنگام چيدن آنها رسيده است و من عهدهدار اين كارم و گويا به خونها مىنگرم كه ميان عمامهها و ريشها موج مىزند ...
بدانيد كه من چيزى را وعده ندهم، جز آن كه بدان عمل كنم، و چيزى را بر زبان نياورم، جز آن كه به اجرا گذارم، و نزديك نشوم، مگر آن كه بفهمم، و دور نشوم، مگر آن كه بشنوم.
پس بپرهيزيد از اين فريادها، تجمّعها، قهرمانبازىها، قيل و قالها، و اينكه فلانى چه مىگويد و كار فلانى به كجا مىانجامد.
شما را چه مىشود، اى مردم عراق؟ اى جدايىطلبان؟ اى اهل نفاق و اخلاق زشت؟ همانا شما ساكنان قريهاى هستيد كه [به فرموده خداوند] «امن و امان
[١] الفتوح: ج ٧ ص ٦.