دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٥ - تحقق پيشگويىهاى امام على
الهى بر بندگان، بزرگ گردد.
سى و چهار سال پس از شهادت امام على ٧ پيشگويى آن بزرگوار درباره كوفيان، به روشنى تحقّق يافت. به روزگار خلافت عبد الملك بن مروان، گروهى از خوارج كه «ازارقه» ناميده مىشدند، در ناحيه اهواز، عليه حكومت مركزى قيام كردند. تنها نقطهاى كه مىتوانست بدانجا نيرو گسيل كند، كوفه بود. مردم، زير بار نرفتند و از رفتن به نبرد، تَن زدند. عبد الملك در خطابهاى حماسى، از خواص و نزديكانش چارهجويى كرد و گفت:
فَمَن يَنتَدِبُ لَهُم مِنكُم بِسَيفٍ قاطِعٍ وسِنانٍ لامِعٍ؟[١]
چه كسى براى آنان داوطلب مىشود، با شمشيرى بُرنده و نيزهاى آبديده؟
همه سكوت كردند. حَجّاج بن يوسف كه به تازگى عبد اللّه بن زبير را در مكّه سركوب كرده بود، به پا خاست و اعلام آمادگى كرد؛ امّا عبد الملك، نپذيرفت و ضمن اشاره به مشكل اعزام نيرو به جبهه اهواز، از آنان خواست كه توانمندترينْ افرادِ خود را براى امارت عراق و جنگ با ازارقه، نامزد كنند. باز هم تنها كسى كه اعلام آمادگى كرد، حجّاج بن يوسف بود.
نكته جالبْ اين است كه عبد الملك، از حَجّاج مىپرسد كه چگونه مىخواهد اين مردم سركش و گريزپا را به پيروى وا دارد:
إنَّ لِكُلِّ أميرٍ آلَةً وقَلائِدَ، فَما آلَتُكَ وقَلائِدُكَ؟[٢]
هر اميرى ابزار و گردنافزارى دارد. ابزار و گردنافزار تو چيست؟
و حَجّاج پاسخ مىدهد كه: زبان شمشير و ابزار خشونت! با آنان با زبان شمشير سخن خواهد گفت و تازيانه خشونت را برخواهد كشيد. سياست تهديد و تطميع را
[١] الفتوح: ج ٧ ص ٥.
[٢] الفتوح: ج ٧ ص ٦.