دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٨ - (٣) ٣ عدالت در توزيع
گروهش را پس از خوارى، عزيز گردانيد، و اگر خداوند بخواهد، ما را براى كار بگمارد و دشوارىها را برايمان هموار گرداند و سختىها را آسان سازد.
و من آنچه از انديشه تو را كه خشنودى خدا در آن است، پذيرا هستم و تو از امينترين ياران منى و مورد اعتمادترين آنها و خيرخواهترين و صاحبنظرترين آنان نزد منى».[١]
٢. در همان كتاب، از ربيعه و عماره، چنين گزارش شده است:
گروهى از ياران على ٧ نزد او رفتند و گفتند: اى اميرمؤمنان! اين ثروتها را ببخش و اشراف و بزرگان عرب و قريش را بر آزاد شدههاى غير عرب، برترى ده، و نيز آن را كه از گريختن و مخالفت فراوانش هراس دارى، [برترى ده].
[ربيعه] گويد: آنان، اين سخن را از آن رو گفتند كه معاويه، با آنان كه بهسويش مىرفتند، چنين مىكرد.
على ٧ به آنان فرمود: «آيا مرا فرمان مىدهيد كه پيروزى را با ستم بجويم؟ به خدا سوگند، چنين نكنم تا خورشيد طلوع مىكند و ستارهاى در آسمان مىدرخشد. به خدا سوگند، اگر اين ثروتها از آنِ من بود، به برابرى ميانشان رفتار مىكردم، چه رسد كه اينها اموال عمومى است».[٢]
٣. سهل بن حُنَيف كه فرماندار امام على ٧ در مدينه بود، نامهاى براى حضرت فرستاد و گزارش داد كه گروهى از مردم مدينه به معاويه پيوستهاند. امام ٧ در پاسخش نوشت:
پس از حمد و سپاس خدا؛ به من خبر رسيده كه گروهى از مردمى كه نزد تو به سر مىبرند، پنهانى نزد معاويه مىروند. دريغ مخور بر اينكه شمارِ مردانت كاسته
[١] ص ٢٢٥( عدالت در توزيع).
[٢] ص ٢٢٥( عدالت در توزيع).