دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٠ - هشدار به عوام
فروتنى بر سرهاى خويش و دور افكندن گردنفرازى به زير پاها، و فرود آوردن تكبّر از گردنهاتان
هشدار به عوام
چهرههاى برجسته جامعه، جريانآفرينهاى سياسى و فرهنگى، و دارندگان وجاهت قومى، مكتبى و مَسلكى، چون به درگيرىهاى متعصّبانه روى آورند، از ابزار شعلهورسازى فتنهها، يعنى مردم و جامعه، بهرهگيرى ابزارى كرده، جامعه را به كام آتش اختلاف، فرو مىبرند.
امام على ٧ در ادامه خطبه خويش، با تأكيد فراوان، به مردم سفارش مىكند كه اگر بزرگان و نخبگان آنان از برترىجويى دست نكشيدند و همچنان بر نخوت و كبر و آتشافروزى پاى فشردند، از پيروى آنان، تن زنند و در جهت اهداف نامشروع آنان، قرار نگيرند و به دقّت بنگرند كه همه فتنهها، فسادها و ناهنجارىها، ريشه در مواضع آنان دارد:
ألا فَالحَذَرَ الحَذَرَ مِن طاعَةِ ساداتِكُم وكُبَرائِكُم الَّذينَ تَكَبَّروا عَن حَسَبِهِم وتَرَفَّعوا فَوقَ نَسَبِهِم ... فَإِنَّهُم قَواعِدُ أساسِ العَصبِيَّةِ ودَعائِمُ أركانِ الفِتنَةِ ... وهُم أساسُ الفُسوقِ و أحلاسُ العُقوقِ اتَّخَذَهُم إبليسُ مَطايا ضَلالٍ وجُندا بِهِم يَصولُ عَلَى النّاسِ.[١]
هان، بترسيد! بترسيد از پيروى مهتران و بزرگانتان كه به گوهر خود نازيدند و نژادِ خويش، برتر ديدند. پس آنان، پايههاى عصبيتاند و ستونهاى فتنه ... آنان، پايههاى فسقاند و ملازم بريدن از پدر و مادر؛ و شيطان، آنان را مركب گمراهى و سپاهى كه بديشان بر مردمان صولت يابد، برگزيد.
آنگاه امام ٧ درباره آنچه ياد شد، توضيحات بيدارگرى ارائه مىكند. سپس به
[١] نهج البلاغة: خطبه ١٩٢.