دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٧ - گامى فراتر در تبيين ريشهها
باشد، بر خردمندانْ پنهان نمىمانَد؛ ليكن پارهاى از اين و پارهاى از آن، گرفته مىشود.
به واقع، امام ٧ با اين سخن، چهره فرهنگى روزگار خود را رقم مىزند و بر اين نكته آگاهى مىدهد كه در روزگاران گذشته، حق و باطل با هم درآميخته است و فتنهجويان باطلگستر، براى رسيدن به هدف باطلِ عرضه داشته شده، حقنمايى كردهاند و در نتيجه، پس از گذشت يك نسل، بدعت، به گونه سنّتْ تلقى گرديده است و اكنون كه او آهنگ روشن كردن چهره باطل و نمايش درست چهره حق را دارد، چون مردمانْ عمق فاجعه را درنمىيابند، بسى دشوار است.
امام على ٧، سخنى از پيامبر خدا را گزارش مىكند كه آن بزرگوار، در آينه زمان، از چنين فضايى سخن گفته و آن را پيشبينى كرده است:
إنّي سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ ٦ يَقولُ كَيفَ أنتُم إذا لَبَسَتكُم فِتنَةٌ يَربو فيهَا الصَّغيرُ ويَهرَمُ فيهَا الكَبيرُ، يَجرِي النّاسُ عَلَيها وَيَتَّخِذونَها سُنَّةً فَإِذا غُيِّرَ مِنها شَيءٌ قيلَ قَد غُيِّرَتِ السُّنَّةُ ....[١]
به درستى كه از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود: چگونه خواهيد بود هنگامى كه فتنهها شما را فراگيرد؛ [فتنههايى] كه كودكان در آن بزرگ، و بزرگان، پير گردند. مردم بر آن اساس حركت كنند و آن را سنّت و روش قرار دهند، به گونهاى كه اگر چيزى از آن دگرگون شود، فرياد برآيد كه: سنّت، دگرگون شد!
شگفتا! بر ذهن و زبان و انديشه و باور مردم، آن چنان آموزههاى نبوى وارونه مىرود كه كسى چون على ٧، تجسّم عينى حق و حقمدارى، وقتى آهنگ بازسازى و اصلاح انديشه و فكر مىكند، فرياد برمىآورند كه: «سنّت، دگرگون شد!» و ....
[١] ر. ك: ج ٣ ص ٥٧٢ ح ١٣٤٩.