دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٤ - (٢) ٢ خيانت خواص و پيروى عوام از آنان
فرومايگانى به هر سو رونده كه در پى هر بانگى و با هر باد، به سويى روند. نه از روشنى دانش، فروغى يافتند، و نه به سوى پناهگاهى استوار شتافتند.
امام على ٧، در اين بيان ارجمند، مردمان را در گزينش راه زندگى، به سه گروه تقسيم كرده است:
١. دانشورانى راه يافته: «عالم ربّانى»؛
٢. جستجوگرانِ حق و راهيانِ رهايى از تاريكى و تباهى: «متعلّم على سبيل النجاة»؛
٣. مردمانى كه نه راه درست و استوار را مىشناسند، و نه جهت حركت را مىدانند؛ بلكه تصميم بر حركت پيروى ناآگاهانه از خواص، آنان را جهت مىدهد. امام ٧ آنان را «هَمَجٌ رَعاع» ناميده است؛ مگسهاى خُردِ نشسته بر صورت چارپايان، و فرومايگان احمقى كه با هر بادى به سويى حركت مىكنند و بدون دستيابى به موضعى استوار، با هر جريانى به يك سو مىشوند.
در تحليل امام ٧ كسانى كه نه راه درست زندگى را مىدانند و نه به خود اجازه انديشيدن و دانستن مىدهند و از سرِ ناآگاهى، از ديگران پيروى مىكنند، مگسهايى را مانند كه گرداگرد نادانتر از خود، گِرد آمدهاند و از آن، بهره مىجويند. اينگونه كسان، نه پايگاه فكرى استوارى دارند ونه در موضعى استوار، توانِ ايستادن دارند. ايشان، بدون توجّه به اينكه پيشرو آنان كيست و بدون دريافتن اينكه حق مىگويد يا باطل، تنها بدين جهت كه وجاهت و رياستى دارد و عنوان رياست قبيله را يدك مىكشد و يا عنوان رياست حزب را بر پيشانى دارد، يا به هر دليل ديگرى، در ذهن و جان خود، احترامى ويژه براى او قائلاند و از او پيروى مىكنند، درستْ مانند توده مگسى كه به هر سو باد وزد، روانه مىشوند، بدون اينكه چرايى حركت و جهت آن را دريابند.