دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٣ - فصل دهم آخرين خطبه امام
سپس فرمود:
«اى مردم! من پندهايى را كه پيامبران به امّتهاى خويش مىدادند، برايتان گستردم و آنچه را جانشينان انبيا به انسانهاى پس از خود مىرساندند، بهشما رساندم. با تازيانه تأديبم شما را ادب كردم، امّا استوار نشديد و با بيم دادنها شما را به راه حق كشاندم، امّا بر فرمانبردارى همراه نشديد. خدا خيرتان دهد! آيا پيشوايى جز من مىخواهيد كه شما را بهراه آورد و راهنمايىتان كند؟ آگاه باشيد كه آنچه از دنيا روى آورده بود، روى گردانده است و آنچه رويگردان بود، روى آورده است. بندگان خوب خدا، آهنگ كوچ كردند و دنياى ناپايدار اندك را به آخرتِ پاينده و فراوان فروختند.
مگر برادرانى كه در صِفّينْ خونهايشان ريخت و امروز زنده نيستند زيان كردند تا غصهها بخورند و تيرهها بنوشند؟ به خدا سوگند، خدا را ديدار كردند. پروردگار هم پاداش كاملشان را داد و پس از بيمشان، در سراى ايمنى جايشان داد.
كجايند برادرانم، آنان كه به راه افتادند و راه حق پيمودند؟! عمّار كجاست؟ ابن تَيَّهان كجاست؟ ذوالشهادتين كجاست؟[١] كجايند همانندهاى آنان، برادرانى كه پيمان مرگ بستند و سرهاى مطهّرشان نزد فاجران برده شد؟».
نوف گويد: امام ٧ پس از اين سخنْ دست خود را بر محاسن خويش زد و بسيار گريست و سپس فرمود:
«دريغا بر آن برادرانى كه قرآن را تلاوت و آن را استوار كردند، در واجبهاى قرآن انديشه كردند و آنها را برپا داشتند، سنّت را زنده كردند و بدعت را ميراندند، به جهاد فراخوانده شدند و پاسخ دادند و به رهبر اعتماد كردند و از وى پيروى نمودند».
سپس با صداى بلند ندا داد: «بندگان خدا، نبرد! نبرد! آگاه باشيد، من همين امروز لشكر مىآرايم. هر كه مىخواهد به سوى خدا بكوچد، پس برون آيد!».
[١] براى اطلاع از شرح احوال ياران امام ٧، ر. ك: ج ١٣ ص ٧( ياران و كارگزاران امام على).