دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦١ - ٨/ ٧ غارت عبد الرحمن بن قباث
مىگوييد:" حِيدى حياد! (يعنى: اى جنگ! از من دور شو)". كسى كه شما را به يارى خوانْد، عزّت نيافت و هر كه با شما سر و كار داشت، نياسود. عذرها و بهانههايى با گمراهىها آورديد! از من خواستيد كه به تأخير اندازم، همچون بدهكارى كه [بازپرداخت] بدهى خود را بىجهت به تأخير مىاندازد.
خوار و ذليل نمىتواند جلوى ستم را بگيرد و حق را هم جز با جدّيت نتوان گرفت. پس از خانههاى خود، مىخواهيد از كدام خانه دفاع كنيد؟ و پس از من با كدام پيشوا به جهاد مىرويد؟ به خدا سوگند، فريبخورده كسى است كه شما فريبش دادهايد. كسى كه با شما بخواهد برنده شود، به خدا سوگند، با ناكامترين تير، كامياب شده است و هركس با شما بخواهد به دشمن تيراندازد، با تير شكسته تير انداخته است.
به خدا سوگند، چنان شدهام كه نه سخنتان را باور مىكنم و نه اميد به يارى شما دارم و نه مىتوانم با شما دشمن را تهديد كنم. شما را چه مىشود؟ داروى دردتان چيست؟ درمان شما چگونه است؟ دشمنان نيز مردانى مثل شمايند. آيا سخنى مىگوييد بدون آگاهى، و غفلتى داريد بدون پارسايى، و طمعى به غير حق؟!».
٨/ ٧ غارت عبد الرحمن بن قباث
٢٨٥٧. الكامل فى التاريخ در رخدادهاى سال ٣٩ هجرى: و در اين سال، معاويه، عبد الرحمن بن قباث بن اشيم را به سوى شهرهاى جزيره فرستاد و شبيب بن عامر جدّ كرمانى كه در خراسان بود آنجا بود. شبيب در نَصيبين[١] بود. نامهاى به كُميل بن زياد كه در هِيْت بود، نوشت و خبر آنان را به او اطّلاع داد.
[١] شهرى آباد بر سر راه كاروانهايى كه از موصل به شام مىروند، در نُه فرسخى سنجار. اين شهر بهدست روميان ساخته شده بود و انوشيروان آن را فتح كرد( ر. ك: معجم البلدان: ج ٥ ص ٢٨٨).