دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٩ - ١٠/ ٦ ٨ زيد بن ارقم
گفت: آرى و همانا هيچ كس در زير آن درختان نبود، جز آن كه آن را با چشم خود ديد و با گوش خود شنيد.
٨٢٠. المعجم الكبير به نقل از زيد بن ارقم: روز جُحفه، پيامبر ٦ فرود آمد. سپس به مردم، روى كرد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «من پيامبرى را سراغ ندارم كه بيش از نصف عمر پيامبر قبلىاش زيسته باشد. نزديك است كه من، دعوت حق را اجابت كنم. پس، شما چه مىگوييد؟».
گفتند: خيرخواهى كردى.
فرمود: «آيا گواهى نمىدهيد كه خدايى جز خداى يكتا نيست و محمّد، بنده و پيامبر اوست و بهشت و دوزخ، حقيقت دارند و برانگيختهشدن پس از مرگ، حق است؟».
گفتند: گواهى مىدهيم.
پس دستانش را بالا برد و بر سينهاش نهاد و سپس فرمود: «و من نيز با شما گواهى مىدهم».
سپس فرمود: «آيا نمىشنويد؟».
گفتند: چرا.
فرمود: «من، پيش از شما به حوض [كوثر] مىرسم، و شما در كنار حوضى بر من در مىآييد كه عرضش بيشتر از فاصله صنعا تا بُصراست و در آن، جامهايى است سيمين به عدد ستارگان. پس، دقّت كنيد كه پس از من، درباره ثقلين، چه مىكنيد!».
ندا دهندهاى ندا داد: اى پيامبر خدا! «ثقلين» چه هستند؟
فرمود: «كتاب خدا، كه يك طرفش به دست خداى عز و جل و يك طرفش به دستان شماست. پس بدان چنگ زنيد تا گمراه نشويد؛ و ديگرى، عترتم است. خداى ريزبينِ آگاه به من خبر داده است كه آن دو، هيچگاه از هم جدا نمىشوند، تا در كنار حوض به نزد من مىآيند و اين را از پروردگارم براى آن دو، خواستهام. پس، از آن دو پيشى مگيريد، كه هلاك مىشويد، و [از آنها] عقب نمانيد، كه باز هم هلاك مىشويد و به آنان مياموزيد، كه از شما داناترند».