دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٦ - بحثى درباره حديث منزلت
پيكار خندق، پس از محاصره ترسناك مشركان، و جلوه قدرتش در خيبر، در حالى كه پيامبر خدا و اصحابش پشت ديوارها و دژهاى آن متوقّف شده بودند، و جز اينها، همه نشانه آن است كه كمك او به پيامبر ٦، سرنوشتساز بوده است.
بر اين بيفزاييم كه اين احاديث، دلالت مىكند كه على ٧ از ديگر اصحاب، متمايز است و هيچ يك از آنان قابل مقايسه با او نيستند، همان گونه كه هارون در ميان بنى اسرائيل چنين بوده است. در رواياتى كه در پى مىآيد، دقّت كنيد:
امام على ٧: خداوند كه نامش مبارك باد! ... پيامبرش را با من پشتيبانى كرد و مرا به نصرت او گرامى داشت و با دانش او شرافت داد و احكام [دين] او را به من بخشيد و تنها مرا ويژه وصايت او كرد و براى جانشينى در امّتش برگزيد.
پيامبر ٦ در مجلسى انبوه از مهاجر و انصار فرمود: «اى مردم! على براى من، به منزله هارون براى موسى ٧ است، جز آنكه پيامبرى پس از من نيست». پس مؤمنان به يارى خداوند، سخن پيامبر ٦ را فهميدند؛ زيرا مىدانستند كه من، نه برادر نسبى اويم آن گونه كه هارون برادر موسى ٧ بود و نه پيامبرم كه نبوّتم اقتضاى آن كند؛ بلكه اين، جانشين كردن من از سوى او بود، همانگونه كه موسى ٧، هارون را جانشين خود كرد، آنجا كه مىگويد:
«اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ.
جانشين من در ميان قومم باش و اصلاح كن و از راه مفسدان، پيروى مكن».
ابو خالد كابلى: به سرور عابدان، على بن حسين ٨ گفته شد: مردم مىگويند كه بهترين مردم پس از پيامبر خدا ابو بكر، سپس عمر، سپس عثمان و پس از آنها، على ٧ است.
امام ٧ فرمود: «پس با حديث سعيد بن مُسَيّب از سعد بن ابى وقّاص به نقل از پيامبر ٦ چه مىكنند كه به على ٧ فرمود:" تو براى من به منزله هارون براى