دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨١ - ١/ ١٨ بيعت ابو بكر از ديدگاه عمر
و امّا [در مورد] گفتهات كه «نمىدانى خلافت را از ما راندند يا ما را از خلافت راندند»: به جانم سوگند، تو مىدانى كه اگر اين حكومت به ما مىرسيد، فضيلتى بر فضيلتهاى ما و منزلتى بر منزلتهاى ما نمىافزود؛ زيرا ما اهل فضيلت و منزلتيم و هيچ فاضلى فضيلتمند نشد، جز با فضل ما و هيچ كس پيشى نگرفت، جز با ما و اگر ما راه را ننموده بوديم، كسى ره نمىيافت و از كورى به بينايى رهنمون نمىشد و از انحراف، مصون نمىماند.
١٠١٨. الأمالى، مفيد به نقل از ابو هيثم بن تَيَّهان، پيش از جنگ جمل: اى اميرمؤمنان! حسادت قريش بر تو، دو گونه است: نيكان آنها به سبب همچشمى در فضيلت و يا بلندىِ مرتبت، حسادت ورزيدند و بدكاران آنها بدخواهانه بر تو حسد بردند. خداوند نيز بدين سبب، اعمالشان را هيچ انگاشت و بارشان را سنگين ساخت.
راضى نشدند كه با تو برابر شوند؛ بلكه خواستند از تو پيشى گيرند. پس، هدف، از آنها دور ماند و به پايان راه نرسيدند.
تو سزاوارترينِ قريش به حاكميّت بر قريش هستى؛ [چرا كه] پيامبرشان را در زندگى، يارى كردى و پس از مرگ، حقوقش را از سوى او ادا نمودى. به خدا سوگند، ستم و سركشىشان، جز به خودشان باز نمىگردد. و ما ياران و ياوران تو هستيم. پس، هر فرمانى دارى، بفرما.
ر. ك: ج ٣ ص ٣٩ (شايستگان خلافت از ديدگاه عمر).
ج ١٢ ص ٤٥٥ (قريش).
١/ ١٨
بيعت ابو بكر از ديدگاه عمر
١٠١٩. تاريخ اليعقوبى به نقل از عمر بن خطّاب: بيعت با ابو بكر، ناگهانى (و بى مقدّمه) بود و خداوند، شرّش را حفظ كرد. پس اگر كسى دوباره آن گونه كرد، او را بكشيد.
١٠٢٠. صحيح البخارى به نقل از ابن عبّاس: من به مردانى از مهاجران، كه از جمله آنان عبد الرحمن بن عوف بود، قرائت [قرآن] مىآموختم. هنگامى كه در اقامتگاهش در