دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٧ - ١/ ٢ آنچه در سقيفه گذشتداستان سقيفه
نزد خدا و سودمند به حال خود مىپنداشتند، و در حالى كه خدايانشانجز سنگى تراشيده و چوبى ساختهشده، نبودند.
سپس [اين آيه را] قرائت كرد: «و به جاى خداوند، چيزى را مىپرستند كه نه زيانى به آنان مىرساند و نه سودى، و مىگويند: اينان شفيعان ما در نزد خداوندند». [آن گاه افزود:] مىگفتند: «ما آنان را نمىپرستيم، جز براى آن كه ما را به خداوند، نزديك گردانند». امّا بر عرب، گران آمد كه دين پدرانشان را وا نهند. پس، خداوند، تنها مهاجرانِ نخستينِ قوم او را به تصديق وى، ايمان به وى، همكارى با وى و پايدارى در كنار او در آزارِ شديد و انكار قومش ويژه ساخت، در حالى كه همه مردم، مخالف و ملامتگرشان بودند؛ امّا آنان از كمى تعداد و دشمنى مردم و اجتماع قومشان بر ضدّشان، نهراسيدند.
آنان نخستين كسانى هستند كه خدا را در زمين پرستيدند و به خدا و پيامبرش ايمان آوردند. آنان، خويشاوندان و عشيره اويند و پس از او، سزاوارترينِ مردم به اين امر (خلافت) هستند و در اين امر، جز ستمكار، با آنان به كشمكش بر نمىخيزد.
شما اى گروه انصار كسانى هستيد كه فضيلتشان در دين و سابقه شكوهمندشان در اسلام، انكار نمىشود. خداوند، شما را به عنوان ياوران دين و [ياوران] پيامبر خود پسنديد و هجرت او را به سوى شما قرار داد. [نيز] بيشتر همسران و اصحاب او از ميان شمايند. پس از مهاجران نخستين، هيچ كس نزد ما به منزلت شما نمىرسد. پس، ما اميريم و شما وزير. [شما] مشورت را از دست نمىدهيد و [ما] بدون شما كارى نمىكنيم.
حُباب بن منذر بن جموح برخاست و گفت: اى گروه انصار! كار خود را در دست گيريد كه مردم، در پناه و سايه شمايند و هيچ كس جرئت مخالفتبا شما را ندارد و مردم، جز با رأى شما كارى نمىكنند. شما اهل عزّت و ثروتيد و [نيز] داراى افراد و قدرت و تجربه و شجاعت و دليرى. مردم مىنگرند كه شما چه مىكنيد. اختلاف نكنيد، كه رأيتان تباهمىشود و كارتان بر سرتان خراب. اگر اينان آنچه را شنيديد، نمىپذيرند، اميرى از ما باشد و اميرى از ايشان.