دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩١ - ١٠/ ١٦ زيارت امير مؤمنان در عيد غدير
و تو ويژه به علم تنزيل [قرآن] و حكم تأويل و يارى پيامبر ٦ هستى و تو جايگاههايى مشهود و مقامهايى مشهور و روزهايى به ياد ماندنى دارى: روز بَدر و روز احزاب: «آن گاه كه چشمها خيره شد و جانها به لب رسيد و به خدا گمانهايى [نابجا] مىبرديد. آنجا مؤمنان، آزمايش شدند و سخت تكان خوردند؛ و هنگامى كه منافقان و كسانى كه دلهايشان بيمار بود، مىگفتند: خدا و پيامبرش وعدهاى جز فريب به ما ندادند؛ و هنگامى كه گروهى از آنان گفتند: اى مردم مدينه! ديگر جاى درنگ نداريد. پس، بازگرديد و گروهى از آنان از پيامبر ٦ اجازه مىخواستند و مىگفتند: خانههاى ما بىحفاظ است، و حال آن كه [خانههايشان] بىحفاظ نبود. آنان جز فرار نمىخواستند».
و خداوند متعال فرمود: «و چون مؤمنانْ دستههاى دشمن را ديدند، گفتند: اين همان است كه خدا و پيامبرش به ما وعده دادند و خدا و پيامبرش راست گفتند و جز بر ايمان و تسليم آنان، نيفزود».
پس، عمرو [قهرمان آنان] را كُشتى و گروهشان را پراكندى «و خداوند، كافران را بىآن كه به مال برسند، به غيظ و حسرت، بازگرداند و خدا [زحمت] جنگيدن را از مؤمنان برداشت و خدا نيرومند پيروز است».
و روز جنگ احد، هنگامى كه [مسلمانان كمايمان،] راه خويش در پيش گرفتند و به پشت سرشان هم ننگريستند و پيامبر ٦ به دنبالشان، آنها را فرا مىخوانْد،[١] تو حمله مشركان را از چپ و راست، دفع مىكردى و آنان را از پيامبر ٦ دور مىساختى، تا آن كه خداوند، آنان را ترسان و هراسان از شما دور ساخت و هزيمتيافتگان را با تو يارى نمود.
و روز جنگ حُنَين بنا به آنچه قرآن مىگويد: « [و به ياد آوريد] آن گاه را كه فراوانىتان، شما را خوش آمده بود؛ ولى هيچ سودى برايتان نداشت، و زمين با همه فراخىاش بر شما تنگ آمد و عقبنشينى كرديد. سپس خداوند، آرامش خويش را بر پيامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد» و «مؤمنان»، تو و همراهانت بوديد و عمويت عبّاس، كه فراريان را ندا مىداد: اى اصحاب
[١] اشاره به آيه ١٥٣ از سوره آل عمران است.