دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨١ - ١٠/ ١٦ زيارت امير مؤمنان در عيد غدير
گواهى مىدهم اى امير مؤمنان! آن كه در تو شك ورزد، به پيامبر امين، ايمان نياورده و آن كه از تو به ديگران متمايل شود، از دين استوار، منحرف گشته است؛ دينى كه پروردگار جهانيان براى ما پسنديد و روز غدير، آن را به ولايت تو كامل كرد.
و گواهى مىدهم كه تو، مقصود گفته خداى عزيز و رحيمى: «و اين، راه راست من است. پس، آن را بپوييد و به راههاى ديگر نرويد، كه شما را از راه او جدا مىسازد». به خدا سوگند، هر كه از جز تو پيروى كرد، گمراه شد و گمراه كرد و هر كه با تو دشمنى كرد، از حقْ جدا گشت.
خدايا! فرمانت را شنيديم و اطاعت كرديم و راه راست تو را پيموديم. پس اى پروردگار ما! ما را هدايت كن و دلهايمان را پس از هدايت، از اطاعتت منحرف مگردان و ما را از سپاسگزاران نعمتهايت قرار ده!
و گواهى مىدهم كه تو هماره با هواى نفست مخالف و با تقوا همپيمان و بر فرو خوردن خشم، توانا و عفو كننده مردم بودى و چون خدا نافرمانى مىشد، خشمگين و چون خدا اطاعت مىشد، خشنود مىشدى؛ به آنچه خدا با تو پيمان بست، عمل كننده و براى آنچه حفاظتش را به عهده داشتى، مراقب و آنچه را به تو سپرده بودند، نگاهدار بودى؛ آنچه را بر دوشت نهادند، [به مقصد] رساندى و آنچه را وعده داده شدى، انتظار كشيدى.
و گواهى مىدهم كه از سر ناتوانى پروا نكردى و از سر ناشكيبايى حقّت را فرو ننهشتى و از بيم كارزار با نافرمانهايت پا پس نگذاشتى و از سر سازشكارى و بر خلاف رضايت خدا خود را خشنود ننمودى و گرفتارىهايت در راه خدا، تو را سست نكرد و به چشمداشت دنيا، در طلب حقّ خود، ناتوانى و زبونى نشان ندادى. پناه بر خدا كه تو اين گونه باشى؛ بلكه چون بر تو ستم شد، به حساب پروردگارت گذاشتى و كارَت را به او وا گذاشتى و تذكّر دادى و نشنيدند و پند دادى و نگرفتند و آنان را از خدا ترساندى و نترسيدند.
و گواهى مىدهم كه تو اى امير مؤمنان! در راه خدا، آن گونه كه بايست، كوشيدى، تا اين كه خدا تو را برگزيد و [جان] تو را به نزد خويش بركشيد و كُشتنت را به دست