دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥ - ١٠/ ١٤ تفسير كلمه«مولا»
را كه براى پيامبر بر گردن امّت نهاد، براى او (على ٧) نيز مقرّر نمود».
٨٧٦. امام صادق ٧: پيامبر خدا دستان على ٧ را در غدير خم چنان بالا برد كه مردم، سپيدى زير بغل هر دو را ديدند. او وى را مولا و امام مسلمانان قرار داد.
٨٧٧. امام صادق ٧: خداوند، پيامبرش محمّد ٦ را با اين آيه ستود: «و بىگمان، تو خويى والا دارى». سپس به او تفويض كرد و فرمود: «آنچه را پيامبر برايتان آورد، بگيريد و از آنچه شما را باز داشت، باز ايستيد».
پيامبر خدا نيز به على ٧ تفويض كرد و فرمود: «هركه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست» و او را امين خود كرد.
٨٧٨. بشارة المصطفى به نقل از ابراهيم بن رجاء شيبانى: به امام جعفر صادق ٧ گفته شد: پيامبر خدا از اين كه در روز غدير فرمود: «هركه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار»، چه چيزى براى على ٧ اراده كرد؟
امام صادق ٧ صاف نشست و سپس فرمود: «به خدا سوگند، همين از پيامبر خدا پرسيده شد. فرمود:" خدا مولاى من و به من از خودم، سزاوارتر است و در برابر او اختيارى از خود ندارم؛ و من [نيز] مولاى مؤمنان و به آنها از خودشان سزاوارترم و در برابر من، اختيارى ندارند؛ و هر كس كه من مولاى اويم و به او از خودش سزاوارترم و اختيارى در برابر من ندارد، پس على بن ابى طالب، مولاى او و به او از خودش سزاوارتر است و اختيارى در برابر على ندارد"».
٨٧٩. امام كاظم ٧: ما ادّعا مىكنيم كه ولايت بر همه مردم، از آنِ ماست. منظورمان ولايت دين است .... اين را بدان جهتْ ادّعا مىكنيم كه پيامبر ٦ در روز غدير خم فرمود: «هركه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست». منظور پيامبر ٦ از آن [سخن]، ولايت دين بود.