دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٣ - حديث
مؤمنانى كه نماز مىگزارند و در حال ركوع، صدقه مىدهند»، درباره على ٧ نازل شد.
٥٩٧. المتّفق و المفترق به نقل از ابن عبّاس: على ٧ در حال ركوع، انگشترش را صدقه داد. پيامبر ٦ به مسكين فرمود: «چه كسى اين انگشتر را به تو داد؟».
گفت: آن كه در ركوع است.
پس خداى متعال، درباره او، آيه: «تنها ولىّ شما، خدا و پيامبر اوست و [نيز] مؤمنانى كه نماز مىگزارند و در حال ركوع، صدقه مىدهند» را نازل كرد.
٥٩٨. تفسير الفخر الرازى به نقل از عبد اللّه بن سلام، درباره گفته خداى متعال: «تنها ولىّ شما، خدا و پيامبر اوست و [نيز] مؤمنانى كه نماز مىگزارند و در حال ركوع، صدقه مىدهند»: چون اين آيه نازل شد، گفتم: اى پيامبر خدا! من ديدم كه على ٧ انگشترش را در حال ركوع به نيازمندى صدقه داد. پس ما او را ولىّ خود مىگيريم.
٥٩٩. النور المُشتعَل به نقل از ابن عبّاس: چون پيامبر ٦ به اهل كتابِ تازه مسلمان شده، از جمله: عبد اللّه بن سلام، اسد، اسَيد و ثعلبه فرمان داد كه دوستىشان را با يهود و نصارا ببُرند، چنين كردند.
پس بنىقُرَيظه و بنىنضير گفتند: چرا ما با كسانى كه به دين محمّد در آمده و از دين ما بيزارى جسته و نيز دوستى با ما را بريدهاند، دوستى بورزيم! سوگند به كسى كه به او سوگند خورده مىشود، هيچ يك از ما با كسى كه به دين محمّد در آمده است، سخن نمىگوييم و با آنان ازدواج و خريد و فروش و نشست و برخاست هم نمىكنيم و بر آنان وارد نمىشويم و آنان را به خانههايمان راه نمىدهيم. و چنين كردند.
خبر اين تصميمگيرى به عبد اللّه بن سلام و يارانش رسيد. آنان، پس هنگام ظهر، نزد پيامبر خدا آمدند و بر او وارد شدند و گفتند: اى پيامبر خدا! خانههاى ما از مسجد، دور است و جاى گفتگويى جز اين مسجد نداريم. قوم ما چون ديدند كه