جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٧٥ - ١٦ در گرمای آفتاب
١٥. در حال ثروت هم تجارت را ترک نکن
به حمدالله وضع بازار بد نبود. شغل معاذ پارچه فروشِی بود و از اِین راه ثروت فراوانِی جمع کرده بود. در اِین فکر افتاد که از تجارت دست بکشد. روزِی به دِیدار امام صادق ٧ رفت و از وضعِیت کارِی خود صحبت کرد. حضرت از او پرسِید: اى معاذ! آِیا از کار و تجارت ناتوان شدهاى يا به آن بى رغبت گشتهاى؟ معاذ عرض كرد: نه ناتوان شدهام و نه بى رغبت.
حضرت فرمود: پس چرا مِیخواهِی تجارت و كار را ترک کنِی؟ او عرض كرد: من ثروت زيادى دارم و به كسِی هم بدهكار نيستم. فكر هم نمىكنم ثروتم تا آخر عمر تمام شود. حضرت فرمود: تجارت را ترك نكن زِیرا ترك تجارت عقل انسان را از بِین مىبرد (لا تَتْرُكْها فإنَّ تَرْكَها مَذْهَبةٌ للعقلِ) با کار وتلاش خانواده خود را در رفاه و آسايش قرار بده و كارى نكن كه آنها براى تو تلاش کنند.[١]
نکته: ممکن است علت اِین که فرمود: «ترك تجارت عقل را از بِین مىبرد» اِین باشد که خانه نشِینِی و ترک تجارت، کم کم موجب بروز مشکلاتِی مثل الزاِیمر و مانند آن شود. معروف است که مِیگوِیند: مرد براِی بِیرون خانه ساخته شده نه خانه نشِینِی و سر و کلّه زدن با اهل و عِیال و عِیبجوِیِی مداوم از آنان، علت بسِیارِی از مشکلات زوجِین خانه نشِینِی مرد و سر و کله زدن با همسر در امور جزئِی و بِیاهمِیت است.
١٦. در گرماِی آفتاب
علِیبنابِیحمزه مِیگوِید: امام کاظم ٧ را دِیدم که در زمِین خود در حال کار و تلاش است و از بدن آن حضرت عرق مِیرِیزد. جلو رفته و گفتم: فداِیت شوم! پس کارگران کجا هستند، چرا شما مشغول کار هستِید؟ امام فرمود: اِی علِی! کسانِی با دستهاِی خود کار کردهاند که از من و پدرم بهتر بودهاند. پرسِیدم: آنها چه کسانِی هستند؟ فرمود: رسولالله ٦ و امِیرمؤمنان ٧ و اجدادم همگِی کار و تلاش مِیکردند، کار و تلاش روش پِیامبران و فرستادگان خدا و بندگان صالح خدا است. [٢]
[١] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج٥، ص: ١٤٨.
[٢] بحار الأنوار، ط دارالاحِیاءالتراث، علامه مجلسِی: ج ٤٨، ص: ١١٥.