جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٦٤ - ٦ نتیجه بیکاری و حرفهای بیهوده
٥. استعدادِیابِی و تلاش بر طبق آن
زاذان از خواص امِیرمؤمنان علِی ٧ بود. روزِی از او سؤال کردند که تو چطور قرآن را از حفظ مىخوانى! چه كسى قرآن را به تو آموخته است؟ زاذان خنديد و گفت: من در جوانى صورتِی زيبا و صداى خوبى داشتم. همواره شعر مىسرودم. روزى در اطراف كوفه مشغول آواز و شعر خواندن بودم که امِیرمؤمنان علِی ٧ از نزديك من گذشت و از صداى من خوشش آمد و به من فرمود: اى زاذان! چرا قرآن نمىخوانى؟
گفتم: ِیا امِیرمؤمنان! من چگونه قرآن بخوانم. به خدا قسم جز سوره قل هو الله كه در نماز مىخوانم، سوره ديگرى بلد نيستم، امِیرمؤمنان فرمود: بيا نزديكِ من. آن حضرت در گوش من سخنِی گفت كه نفهمِیدم چه بود، سپس فرمود: دهانت را باز كن. دهانم را گشودم. حضرت قدرِی از آب دهان مبارك خود را با دهان من آمِیخت. به خدا قسم كه قدمى برنداشتم مگر اينكه ديدم تمام قرآن با اعراب و تجويدش در سينه من نقش بسته است.
بعد از آن هرگز نياز پيدا نكردم كه از كسى سؤال كنم. سعد خفاف مىگويد: داستان او را به امام باقر ٧ عرض كردم، حضرت فرمود: اِین جرِیان واقعِیت دارد و امِیرمؤمنان ٧ در گوش او اسم اعظم خدا را خواند كه هرگز خارج نمىشود. [١]
٦. نتِیجه بِیکارِی و حرفهاِی بِیهوده
روزى امِیرمؤمنان ٧ شخص بِیکارى را دِید كه نشسته و حرفهاى بيهوده مىزند. حضرت در مقام نکوهش او فرمود: تو با حرفهاى بِیهوده خود گوِیا نامهاى را توسط كرام الكاتبين به پروردگار عالم مِینوِیسِی، آيا خجالت نمىكشى؟! اگر شخصى بخواهد نامهاى را به سلطانى بنويسد چقدر سعى مىكند حرف لغو و بىمعنى در آن نباشد و انشاء خوبى بنوِیسد. [٢]
نکته: در رواِیات اوقات شبانهروزِی مؤمن به سه بخش تقسِیم شده است: ِیک بخش آن براِی عبادت خدا. بخش دِیگر آن براِی کار و تلاش و تحصِیل روزِی. بخش سوم، براِی استفاده از نعمتها و تفرِیحات حلال دنِیا.[٣]
[١] كرامات صالحين، ص: ٣٧٧.
[٢] حقاِیقِی از قرآن، ص: ٢٤٧.
[٣] درّ المنثور، ج ٦ ص: ١٣٠.