جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٤٤ - ١٠ خواندن آیات شریفه قرآن با جان و دل
، در انجام وظِیفه خود کوتاهِی کرده و کوتاهِی در انجام وظِیفه تضِیِیع جوانِی است و تضِیِیع جوانِی هم گناه است. سوگند به خداِی محمّد ٦ که جاِیگاه گناهکار در آتش خواهدبود.[١]
امِیرمؤمنان على ٧ فرمود: سوگند به خدا برخِی از اصحاب رسولالله ٦ را ديدهام كه شب را تا صبح با سجده و قيام به عبادت مِیپرداختند، گاه پيشانى بر زمين نهاده و گاه زانو بر زمين مِیگذاشتند، حالشان به گونهاى بود که گويا نعره آتش دوزخ را مِیشنوند، وقتى خدا در نزد آنها ياد مِیشد، مانند درخت در برابر باد شديد، دلهاِی آنها تکان مِیخورد ولِی افسوس گويا مردمِ حاضر در خواب غفلت فرو رفتهاند.»[٢]
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از ِیمن دعاِی شب و وِرد سحرِی بود
٩. ياد جهنّم و بِیدارِی از خواب غفلت
در حالات حضرت آية اللّه مرحوم علاّمه حاج مهدى مازندرانى آمده که اِیشان هرگاه در خود احساس غفلت مىکرد، همراه با پسر و خادمش به خارج شهر مىرفت و به دو نفر همراه خود مىگفت: آيا اجراِی دستور من لازم است يا خير؟ آنها جواب مىدادند: بلى، البته كه لازم است.
آنگاه آن مرحوم مىگفت: من مقدارى هيزم جمع مىكنم شما هم مقدارى هيزم جمع كنيد. آنگاه علاّمه مازندارنى هيزمها را آتش مِیزد و هنگامِی که شعلههاى آتش برافروخته مىشد دستورى مِیداد: او را به نزدِیک آتش ببرند. پسر و خادم، مرحوم مازندارنى را كشان كشان به نزديك آتش مىبردند. اِیشان به آن دو مىفرمود: در اين حال به من بگوييد: اى پيرمرد گناهكار! خيال كن، روز قيامت برپا شده است. اِین کار را مِیکرد تا سوزش آتش او را از خواب غفلت بيدار کند!! [٣]
١٠. خواندن آِیات شرِیفه قرآن با جان و دل
روزِی سلمان فارسِی در بازار آهنگران جوانِی را دِید که بِیهوش روِی زمِین افتاده و مردم اطرافش جمع شدهاند. مردم از سلمان تقاضا کردند که بر بالِین جوان آمده و براِی او دعاِیِی
[١] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاءالتراث، علامه مجلسِی: ج ١،ص: ٥٥.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص: ٢٣٦.
[٣] داستانهاِیى از علماء، عليرضا خاتم.