جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٣٢ - ٣٤ پاسخی دندان شکن
عالم يهودى گفت: مگر نگفتى من از علماء نيستم؟ پدرم فرمود: گفتم: از جاهلان نيستم. عالم يهودى دوباره سؤال کرد: كدام ساعت است كه نه از ساعات شب محسوب مىشود و نه از ساعات روز؟ پدرم فرمود: آن ساعت، بين طلوع فجر و طلوع خورشيد است.
عالم يهودى گفت: ِیک سؤال ديگر باقيمانده كه بر جواب آن قادر نخواهى بود و آن اين كه كدام دو برادر دو قلو هستند که همزمان به دنيا آمدند و همزمان هم از دنِیا رفتند، ولِی يكى از آن دو، پنجاه سال و ديگرى صد و پنجاه سال عمر داشت؟
پدرم فرمود: آن دو برادر عزيز و عُزير بودند كه در يك روز همزمان به دنيا آمدند و چون عمر آنها به بيست و پنج سال رسيد، ِیکِی از آن دو بنام عُزَير سوار الاغى شد و از روستاِی متروکِی به نام أنطاكيه گذر كرد در حالى كه تمامى درختها خشكيده و ساختمانها خراب و اهالى آن دفن شده بودند. در اِین حال به خدا عرض کرد: خدايا! چگونه مردگان را زنده مىنماِیى؟
در همان لحظه خداوند جانش را گرفت و الاغش هم مُرد و بدنش مدّت صد سال در همان مكان ماند و سپس به اذن الهِی به همراه الاغش زنده شد و به منزل بازگشت ولى برادرش او را نشناخت و به عنوان مهمان او را به منزل راه داد و از خاطرههاى برادرش تعريف كرد و گفت: برادرم صد سال قبل از منزل بيرون رفت و دِیگر برنگشت.
عُزير كه جوانى بيست و پنج ساله بود و اِین صد سال جزء عمر او محسوب نمِیشد خود را به برادرش عزيز كه پيرمردى صد و بيست و پنج ساله بود معرّفى كرد و با يكديگر بيست و پنج سال ديگر زندگى كردند و همزمان از دنِیا رفتند در نهاِیت يكى در سنّ پنجاه سالگى و ديگرى در سنّ صد و پنجاه سالگى وفات يافت.
عالم يهودى ناراحت و غضبناك شد و از جاى خود برخاست و گفت: تا اين شخص در مِیان ما هست من با شما سخن نمىگويم، مأمورين هشام اين خبر را براى هشام گزارش دادند. هشام دستور داد كه هر چه سريعتر آنها را به سوى مدينه منوّره حركت دهند. [١]
نکتهها:
خداوند در آِیه ٢٥٩ سوره بقره حِیات مجدّد عزِیر را ماِیه عبرت براِی همگان و نشانه حِیات بعد از مرگ بِیان نمود: (أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَة وَ هِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَام ثُمَّ بَعَثَهُ...)
[١] بحارالأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، ج ٤٦، ص: ٣٠٩، تفسِیر علِی بن ابراهِیم: ج ١، ص ٨٨.