جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٨٢ - ١٧ پیراهنی با برکت و شفا بخش
١٦. درختِی با برکت
مرحوم شيخ صدوق از قول مادر بزرگش خديجه، حكايت نمود: هنگامِی كه امام رضا ٧ در مسير خراسان وارد نيشابور گرديد، به منزل ما تشريف آورد. امام ٧ پس از اندكى استراحت، در گوشهاى از حيات خانه نهال بادامِی كاشت. آن نهال رشد كرد و بزرگ شد و يك ساله به ثمر رسيد و هر سال مِیوه بسيارى مىداد.
چون مردم متوجه شدند كه امام رضا ٧ آن درخت را با دست مبارك خود كاشته است هر روز به منزل ما مىآمدند و از بادامهاى آن به جهت شفا و درمان امراض خود استفاده مىكردند. هر كس هر مرضى که داشت، به عنوان تبرّك از آن مىخورد و به برکت آن عافيت و سلامتى خود را باز مىيافت حتّى نابينايان هم شفا مىگرفتند، زنهاى آبستن كه درد زايمان برايشان سخت و غير قابل تحمّل بود از آن بادام استفاده مىكردند و به آسانى وضع حمل مىنمودند.[١]
١٧. پِیراهنِی با برکت و شفا بخش
روزى دعبل خزاعى شاعر محبوب اهل بيت : در شهر مَرْو به محضر مبارك امام رضا ٧ رسِید و عرض کرد: يابنرسولالله! قصيدهاى در شأن و عظمت شما اهل بيت سرودهام و دوست دارم آن را ابتدا در محضر شما بخوانم؟ حضرت فرمود: بخوان.
بعد از آنکه دعبل اشعار عارفانه و عاشقانه خود را در وصف اهلبِیت خواند، امام ٧ به دعبل فرمود: لحظهاى صبر كن. آن گاه حضرت وارد اتاق دِیگر شد، پس از گذشت لحظاتى خادم آن حضرت بيرون آمد و مقدار صد دينار به دعبل خزاعى هدِیه داد و گفت: اين پولها را خرجى راه خود قرار بده.
دعبل به آن حضرت عرض کرد: سرورم به خدا سوگند من براى پول نيامدم لذا درهمها را برگرداند و گفت: اگر ممكن است لباسى از لباسهاى خود را به عنوان تبرک به من بدهِید، حضرت همان پولها را به همراه يكِی از لباسهاى خود براى دعبل توسط غلام خود فرستاد.
پس از مدّتِی دعبل به منزل خود رسِید وِی كنيزى داشت كه بسيار مورد علاقهاش بود ولِی نابينا بود و تمام پزشكان از معالجه و درمان او عاجز و نا امِید شده بودند، دعبل لباس حضرت
[١] إثبات الهداة، ج ٣، ص: ٢٥٨، ح ٣٣، مدِینة المعاجز: ج ٧، ص: ١٣٠، ح ١٣٥.