جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٨١ - ١٥ قطع رحم موجب برداشتهشدن برکت از عمر
١٥. قطع رحم موجب برداشتهشدن برکت از عمر
علىبنجعفر، برادر امام كاظم ٧ مىگويد: براى عمره ماه رجب در مكه بودم كه محمّد بناسماعيل برادر زاده امام كاظم نزد من آمد و گفت: عمو جان تصمِیم دارم به بغداد مسافرت كنم، دوست دارم با عمويم موسىبنجعفر خداحافظى كنم، دلم مىخواهد شما هم همراه من باشِید.
علىبنجعفر خدمت امام كاظم ٧ رفت و عرض كرد: محمّدبناسماعيل مىخواهد به مسافرت برود، اينك آمده تا با شما خداحافظى كند. حضرت فرمود: بگو بيايد. او نزديك آمد و عرض کرد: قربانت گردم من را پند و موعظهاِی بفرماِیِید.
حضرت فرمود: (أُوصِيكَ أَنْ تَتَّقِِی اللَّهَ فِيدَمِي) به تو سفارش مىكنم كه درباره خون من، از خدا بترسى و توطئه براِی کشتن من نکنِی. محمّد گفت: هر كس درباره شما بدى كند، به خودش مىرسد، سپس براى بدخواهان امام نفرين كرد. حضرت تا سه بار اِین کلام را تکرار کرد و همان جواب را شنِید.
علىبنجعفر مىگويد: در اين هنگام امام كاظم ٧ به من فرمود: اينجا باش، من ايستادم، حضرت به داخل خانه رفت و من را صدا زد، نزدش رفتم، كيسهاى كه محتوى صد دينار بود به علاوه دو كيسه ديگر به من داد و گفت: اين پول را به پسر برادرت محمّد بده، تا كمك خرج او در سفر باشد، من عرض كردم: اگر طبق آنچه فرمودِید، از او مىترسِید که جاسوسِی شما را نزد خلِیفه کند، پس چرا او را بر ضد خود كمك مىكنِید؟ حضرت فرمود: اگر من صلهرحم كنم ولى او قطع رحم کند خداوند عمرش را کوتاه نماِید.«برکت از عمرش برداشته شود.»
محمّدبناسماعيل پولها را گرفت و رفت ولى در عين حال در بغداد نزد هارون رفت و گفت: گمان نمىكردم در روى زمِین دو خليفه باشد تا اين كه ديدم مردم به عمويم، موسى بنجعفر به عنوان خلِیفه، سلام مىكنند. با اِین سخن چينى، هارون را بر ضد امام كاظم برانگيخت. هارون صد هزار درهم براى او فرستاد، ولى خداوند او را به درد شديد گلو گرفتار كرد تا جاِیِی که نتوانست به يك درهمش بنگرد و آن را به مصرف خود برساند. همانطور که عمر سعد نتوانست از گندم رِی اندکِی بخورد. [١]
[١] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج١ ص: ٤٨٥.