جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٨٠ - ١٤ دعای بزرگان موجب برکت در زندگی
شد. حضرت بعد از احوالپرسِی به او فرمود: سر سفره حركت نكن، بنشين و غذايت را مِیل کن. به همِین جهت نشستم و غذايم را خوردم. پس از آن، غلام مشغول جمع آورى ريزههاى غذا در اطراف ظرف شد.
حضرت رو به من کرد و فرمود: چنانچه در بيابان غذا خوردى، اضافه آن را جمع نكن آن را در گوشهاى برِیز تا حيوانات بخورند ولى اگر در منزل غذا خوردى، غذاهاِی رِیخته اطراف ظرف را جمع كن و بخور كه رضايت خداوند در چنين كارى است و موجب برکت و توسعه در روزى و مانع از فقر مىشود. خداوند آن را شفاى درد قرار داده است. [١]
١٤. دعاِی بزرگان موجب برکت در زندگِی
پيرمردى به نام عيسىبنقرطى كه در حدود نود سال داشت در زمِین کشاورزِی خود خربزه و خيار كاشته بود. كنار زمِین چاهى بود و از آن زمِین را آبِیارِی مِیکرد. همِین كه كشت جوانه زد و رشد كرد، ناگهان ملخهاى بسيارى هجوم آورده و تمامى زراعتش را نابود كردند و بيش از صد و بيست دينار به او خسات وارد شد، او مِیگوِید: بسيار ناراحت و افسرده گشتم. در زمِین كشاورزى نشسته بودم که ناگهان چشمم به جمال نورانى موسىبنجعفر ٧ افتاد.
به احترام آن حضرت برخاستم. حضرت در سلام كردن بر من سبقت گرفت و بعد از سلام فرمود: حالت چطور است و در چه وضعيّتى هستى؟ عرض كردم: ملخها حمله كردند و تمام زراعت و سرمايه من را نابود ساختند.
حضرت فرمود: چه مقدار خسارت وارد شده است؟ گفتم: صد و بيست دينار، غير از آنچه زحمت كشيده بودم. حضرت فرمود: اگر يك صد و پنجاه دينار به تو داده شود، قانع مِیشوى؟ عرض كردم: دعا فرماِیِید تا خداوند بركت عنايت نمايد.
پس از آن، امام كاظم ٧ دعاِیى را زِیر زبان زمزمه نمود و آنگاه حركت كرد و رفت و من مشغول كشاورزى و آبيارى زمِین شدم و بعد از چندِی خداوند بيش از آنچه امِید داشتم، به بركت دعاى آن حضرت به من عطا نمود.[٢]
[١] مستدرک الوسائل، محدث نورِی، قم، مؤسسة آلالبِیت، ج ١٦، ص: ٢٨٨، ح ٢.
[٢] کشف الغمّة: ج ٣، ص: ١٠، بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، محمد باقر،ج ٤٨، ص: ٢٩.