جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٧٩ - ١٣ برکت در خوردن ریزههای نان و غذا در سفره
گم شد و گرسنه و تشنه و خسته ماند و نزديك بود به هلاكت برسد، از دور خيمهاى را ديد، خود را به آنجا رساند، ديد يك زن با پسرى در خيمه است، پادشاه از مركبش پياده شد. آن زن او را نمِیشناخت، ولى با اِین حال از او مهماننوازى كرد و تنها گوسفندى كه داشت، ذبح كرد و غذاى لذِیذِی آماده کرد و پادشاه را از هلاكت نجات داد. پادشاه بالاخره به شهر آمد، فرداى آن روز، فرستاد تا آن زن را به همراه فرزندش نزد او بياورند.
مأموران رفتند و آنها را به دربار آوردند، پادشاه به وزِیران خود گفت: اين زن من را در چنان حالى نجات داد. به نظر شما چه پاداشى به او بدهم. يكى گفت: هزار اشرفى، ديگرى گفت: هزار گوسفند.... پادشاه گفت: همه شما در اشتباهيد، اين زن و فرزند، تمام هستى خود را كه يك گوسفند بود براى من ذبح كردند، من اگر خواسته باشم تلافى كنم، بايد تمام هستى خود را به آنها ببخشم.
نکته: مناسب است اين گفتار را به عنوان بهرهبردارى از داستان فوق بيفزاِیِیم که امام حسين ٧ از تمام هستى خود، جان و مال و اهل خود در راه خدا گذشت با اِین حال در آخرِین لحظات عمر خود به خداوند عرض کرد: (إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ تَسلِِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ ِیا غِِیاثَ المُستَغِیثِینَ) [١] خداوند به جهت اِین جانفشانِی و خلوص و پاکِی و صفاِی دل آن حضرت، برکات فراوانِی از جهات مختلف به آن حضرت عطا نمود. ِیاد او در تارِیخ بشرِیت ماندگار شد و بلکه سرآمد همه شهداء و فداکاران عالم قرار گرفت. زِیارت آن حضرت موجب پاکِی روح از زشتِیها گردِید. تربت آن حضرت شفا و مهر کربلا موجب برداشتهشدن حجابهاِی هفتگانه گردد و برکات دِیگرِی که بر أحدِی مخفِی نِیست. [٢]
١٣. برکت در خوردن رِیزههاِی نان و غذا در سفره
محمّدبنوليد از اصحاب امام باقر ٧ بود. روزِی براِی زِیارت آن حضرت از خانه خارج شد. اِیشان خود مِیگوِید: چون به خانه حضرت رسِیدم، غلامى ظرفِی را كه در آن غذاهاى متنوّعِی بود به همراه ظرف آبِی برايم آورد. هنگامى كه ظرف غذا را جلوى من گذاشت، گفت: مولايم فرمود: پيش از غذا دستهايت را بشوى و با نام خدا غذا را نوش جان کن.
محمّد مشغول خوردن غذا بود که امام باقر تشريف آورد. وِی به احترام آن حضرت بلند
[١] مقتل مقرم، ص: ٣٥٧ و قمام زخار ص: ٢٦٢.
[٢] تفسير جامع، ج ١ ص: ٤١٩.