جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٥٢ - ١ هرگز دست رد بر سینه احدی نزد
بدون واسطه مقدور است و مِیتواند خود در اِین جهت اقدام کرده و مشکل او را حل کند. گاهِی هم به طور مستقِیم مقدور او نِیست ولِی مِیتواند با رو انداختن به دِیگرِی و به اصطلاح پا در مِیانِی و رِیش سفِیدِی از دِیگرِی بخواهد تا حاجت مومنِی را برآورده کند. اگر هم هِیچِیک از اِین دو مقدور نِیست لا اقل در جهت رفع مشکل ِیا قضاء حاجت مومن مِیتواند دعا کند که اِین امر هم در فرضِی که دو مورد قبل مقدور نباشد کار بسِیار پسندِیدهاِی است.
امام صادق ٧ به ِیکِی از اصحاب خود فرمود: اگر مىدانستى مقام مؤمن در پِیشگاه خداوند تا چه مقدار است هرگز در برآوردن حاجت مومن سستى و کوتاهِی نمىکردى. (إِنَّکَ لَوْ عَلِمْتَ مَا مَنْزِلَةُ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَبِّهِ مَا تَوَانَِیْتَ فِِی حَاجَتِهِ) سپس فرمود: هر کس مؤمنِی را خشنود سازد، در واقع رسولخدا ٦ را خشنود نموده و بدِین وسِیله خداوند، دِیوانگى، جذام و پِیسى «و مانند آن» را از او برطرف نماِید.[١]
١. هرگز دست رد بر سِینه احدِی نزد
حضرت ابراهِیم ٧ بسِیار مهمان دوست بود تا جاِیِی که هر وقت مهمان براِیش نمِیآمد به جستجوِیش مِیپرداخت. روزِی براِی ِیافتن مهمان از خانه خارج شد، هنگام بازگشت به منزل ناگهان شخصِی را در خانه دِید. با تعجّب از او پرسِید: تو کِیستِی و با اجازه چه کسِی وارد خانه من شدهاِی؟
او در جواب گفت: با اجازه پروردگار به خانهات وارد شدهام. بعد از قدرِی صحبت ابراهِیم تازه فهمِید که او جبرئِیل امِین است. جبرئِیل گفت: خداوند من را به سوِی بندهاِی فرستاده تا به او مژده دهم که خداوند او را به عنوان خلِیل «دوست خالص خود» انتخاب کرده است. ابراهِیم گفت: او کِیست که تا دم مرگ خدمتگزارش باشم؟ جبرئِیل گفت: او خود تو هستِی. ابراهِیم با تعجّب سؤال کرد: براِی چه من خلِیل خدا شدهام؟
جبرئِیل گفت: زِیرا تو هرگز از کسِی چِیزِی نخواستِی و هرگز نشد کسِی چِیزِی از تو بخواهد و تو دست ردّ بر سِینهاش بزنِی. (لِأَنَّكَ لَمْ تَسْأَلْ أَحَداً شَيْئاً قَطُّ وَ لَمْ تُسْأَلْ شَيْئاً قَطُّ فَقُلْتَ: لَا) [٢]
[١] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج٤، ص: ٣٤.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج٤، ص: ٤٠.