جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٣١ - ٧ منع از کتابت و نقل روایات نبوی
٦. بکار بردن سلاِیق شخصِی در احکام الهِی
روزِی ِیکِی از خلفاء طبق سلِیقه شخصِی خود تصمِیم گرفت براِی اِینکه فراِیند طلاق طولانِی نباشد حکم سه طلاق در ِیک مجلس را بردارد تا به گمان خود خدمتِی به مردم کرده باشد و مردم به راحتِی و تنها در ِیک مجلسِ طلاق، از ِیکدِیگر جدا شوند.
هنوز هم برخِی طبق اِین فتوِی عمل مِیکنند. با اِینکه دستور رسولالله ٦ بر اِین بود که طلاق در سه مجلس انجام پذِیرد تا اگر امکان اصلاح بِین زوجِین وجود دارد با هم صلح کنند و طلاقدادن به راحتِی و سهولت و به مجرد ِیک دعواِی کوچک انجام نپذِیرد و موجب از هم پاشِیدن خانوادهها نگردد و حتِّی الامکان با هم صلح کنند.[١]امام صادق ٧ فرمود:[٢] هر كس دِیگرِی را منحرف كند مثل آن است که او را كشته است و شامل آِیه شرِیفه است. (مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْس أَوْ فَسَاد فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا)
٧. منع از کتابت و نقل رواِیات نبوِی ٦
ِیکِی از خلفاء بعد از تفکر بسِیار و مشورت با کارگزاران خود تصمِیم گرفت که از نقلکردن احادِیث پِیامبر مطلق حدِیث منع کند. برخِی از مردم علت آن را سؤال کردند؟ وِی در پاسخ گفت: امتهاِی گذشته رو به احادِیث آوردند و کتاب خدا را ترک کردند. مِیترسم در امت پِیغمبر چنِین شود لذا از تروِیج احادِیث نبوِی منع کرد. و در مقام استدلال گفت: با بودن قرآن نِیازِی به گفتار رسولخدا نِیست. (فلا تحدثوا عن رسولالله شيئا فمن سألكم فقولوا: بيننا و بينكم كتاب اللّه فاستحلوا حلاله و حرموا حرامه)[٣]اِین در حالِی است که رسولالله ٦ به طور مکرّر و با الفاظ مختلف امر به کتابت حدِیث نمود و فرمود: (قَيِّدُوا الْعِلْمَ بِالْكِتَابه)[٤] از نظر همه مذاهب اسلامِی نقل احادِیث رسولالله امرِی لازم است چرا که بسِیارِی از احکام الهِی متوقّف به آن است.
١ تاريخ ابن شحنة، ص: ١١٢، سيرة زيني دحلان،ج ٣ ص: ٣٩٠: من قال إن محمدا قد مات ضربته. سِیره ابن هشام جلد ٤ ص: ٣٠٥سيفي وفي ص ٣٨٧.
[١] مسند احمد، ج ١ ص ٣١٤، مستدرك الحاكم ٢: ١٩٦، سنن البيهقي ٧: ٣٣٦.
[٢] (مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ هُدًى إِلَى ضَلَال فَقَدْ قَتَلَهَا) الكافي (ط - الإسلامية)، ج٢، ص: ٢١٠. سوره مائده، آِیه ٣٢.
[٣] مسند احمد بن حنبل، ج ٢ ص: ٣٦٧، خطِیب بغدادِی، أحمد بن علِی، تقِیِید العلم، ص: ۵۰. تذكرة الحفاظ،ج ص ٣. وسائل الشيعة، طبع آلالبِیت( المقدمة، ص: ٩.
[٤] محاسن الاصطلاح، ٢٩٨ و ٢٩٩.