جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٢٩ - ٣ مقابله با خرافات قبل از شیوع آن
او در سِیر و حرکت هستند. هرگز به خاطر مرگ و زندگِی کسِی گرفته نمِیشوند! هرگاه خورشِید و ماه گرفت، نماز آِیات بخوانِید! سپس از منبر پاِیِین آمد و نماز آِیات را به جماعت خواند. آنگاه به امِیرمؤمنان علِی ٧ فرمود: پِیکر ابراهِیم را براِی دفن آماده کن! امِیرمؤمنان جنازه ابراهِیم را غسل داد و دفن نمود.[١]
نکته: اگر چنِین امورِی در جامعه شاِیع شود و انتساب به دِین پِیدا کند ِیا مردم آن را جزء وظائف و تکالِیف دِینِی خود بشمار آورند، بدعت شمرده مِیشود ولِی اگر انتساب به دِین پِیدا نکند، جزء خرافات خواهد بود.
سوال: فلسفه حرمت بدعت چِیست؟! سؤال دِیگر اِینکه در احادِیث، بدعت موجب محو دِین و کمک به بدعتگذار اقدام بر نابودِی دِین معرفِی شده است. امِیرمؤمنان علِی ٧ فرمود: (مَا هَدَم الدينَ مِثلُ البِدَع) [٢]هِیچ چِیز به مثل بدعت دِین را نابود نمِیکند. پِیامبر اکرم ٦ فرمود: (مَنْ تَبَسَّمَ فِي وَجْهِ مُبْتَدِع فَقَدْ أَعَانَ عَلَى هَدْمِ الْإِسْلَامِ) [٣] سؤال اِین است که علت اِین همه شدّت در نهِی از بدعت و رفتار با بدعتگذار چِیست؟
جواب: دلِیل آن روشن است، اگر بنا باشد احکام اسلام دستخوش سلِیقهها گردد بعد از گذشت مدّتِی، چِیزِی از اسلام و احکام آن باقِی نمِیماند. اصالت اسلام زمانِی حفظ مِیشود که بدعتها در آن راه نِیابد. به عنوان مثال ممکن است جمعِیتِی پِیدا شده و بگوِیند: وضو و غسل براِی زمانِی بوده که مردم موازِین بهداشتِی را رعاِیت نمِیکردند، ولِی در حال حاضر که مردم بهداشت و شستشوِی مداوم دستها و حمام رفتن را رعاِیت مِیکنند دِیگر نِیازِی به وضو و غسل نِیست! ِیا بگوِیند: در جامعه امروزِی نِیازِی به زکات نِیست و مالِیات جاِیگزِین آن مِیشود! ِیا حج براِی رؤِیت عظمت اسلام بوده و در حال حاضر که با فِیلمبردارِی اِین کار مقدور است، ضرورتِی براِی اعمال حج وجود ندارد...
اگر بابِ بدعت در دِین گشوده شود و مردم با افکار و سلِیقههاى شخصِی خود احکام دِین را تغِیِیر دهند، بعد از مدّتى چِیزى از دِین باقى نخواهد ماند و مسائل دِین بازِیچه دست اِین و آن خواهد شد.
[١] بحار الأنوار، ط دارالاحِیاءالتراث، علامه مجلسِی: ج ٢٢، ص: ١٥٥.
[٢] کنز الفوائد، ج۱، ص: ۱۶۳.
[٣] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج١٢، ص: ٣٢٢.