جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٢٧ - ٢ بدعتِ دوران جاهلیت درباره شتر
١. منفعتطلبِی منشأ اصلِی پدِیدارشدن بدعتها
جمعى از دانشمندان يهود اوصافى را كه براى پيامبر اکرم ٦ در تورات آمده بود تغيير دادند. اين تغيير به خاطر حفظ موقعيّت خود و منافعى بود كه هر سال از ناحيه مردم عوام به آنها مىرسيد. هنگامى كه پيامبر اکرم ﷺ مبعوث شد و اوصاف او را با آنچه در تورات آمده بود مطابق ديدند ترسيدند كه در صورت روشنشدن اين واقعيت، منافع آنها به خطر بِیفتد، لذا بجاى اوصاف واقعى مذكور در تورات، صفاتى بر خلاف آن نوشتند. عوام يهود كه تا آن زمان كم و بيش صفات واقعى پِیامبر را شنيده بودند، از علماى خود پرسيدند آيا اين همان پيامبر موعود نيست كه بشارت ظهور او را مىداديد؟ آنها آيات تحريف شده تورات را مىخواندند تا بدين وسيله قانع شوند.[١]
نکته: عدىبنحاتم به پيامبر ٦ عرض كرد: ما زمانى كه مسيحى بوديم، هرگز يكديگر را عبادت نمِیکردِیم، پس مراد از جمله: (لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً) در قرآن چيست؟ پيامبر فرمود: آيا علماى شما احكام خدا را تغيير نمِیدادند؟ گفت: چرا! حضرت فرمود: پيروى از عالمِی كه قانون خدا را تغيير مِیدهد نوعِی بندگى و بردگى اوست.[٢]
٢. بدعتِ دوران جاهلِیت درباره شتر
تقرب به خداوند تنها بوسِیله کارهاِی معقول و مشروع حاصل مِیشود نه خرافات ساختگِی. مردم جاهلى مىپنداشتند با حرامکردن گوشت برخِی از حيوانات به خدا نزديك مىشوند. نظير اين هنوز در كشور هند درباره گاو دِیده مِیشود. اگر گاوِی مثلا در وسط خِیابان سدّ معبر کند ماشِینها ساعتها متوقّف مِیمانند تا گاو با اختِیار خود آنجا را ترک کند و تعرّض به او را نوعِی بِیاحترامِی به گاو مِیشمارند.
در تفسِیر آِیه ذِیل آمده که در زمان جاهليت اگر شتر دو قلو مىزاييد به آن وصيلة گفته مِیشد و ذبح و خوردن گوشت آن را حرام مىدانستند و اگر شتر ده شكم مىزاييد به آن سائبة گفته مِیشد و سوارشدن بر آن و خوردن گوشت آن را حرام مىدانستند. حام شترى بود كه به
[١] تفسير نمونه، ج١، ص: ٣١٦، ذِیل آِیة ٧٩ سورة بقره (مَاجَعَلَ اللّهُ مِن بَحِِیرَة وَ لاَ سَآئِبَة وَ لاَ وَصِِیلَة وَ لاَ حَام...)
[٢] . تفسير مراغى، ج ١، ص: ٥٣٣.