جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٢٠ - ١٥ باز هم خداوند يارى مىفرماید
١٤. مثبتاندِیشِی انسان موحّد و معتقد به خدا
کمتر کسِی است که بتواند همچون حضرت زِینب< پس امتحانات بزرگ و سختِ واقعه عاشورا به راحتِی برآِید. در نصف روز بهترِین جوانان و فرزندانش در زِیر آفتابِ سوزانِ دشت کربلا، تکّه تکّه شدند. سرهاِی آن مردان الهِی را از تن جدا کردند و پِیش چشمان او به نِیزه کردند. تن نازنِینشان را لگدمال سمّ اسبها کرده و فرزندانشان را اسِیر کردند.
اما زِینب کبرِی تمام اِین امتحانات را به راحتِی پشت سرگذاشت و نه تنها نسبت به مقدّرات الهِی اعتراض و شکوهاِی نکرد بلکه با خطبههاِی آتشِین خود، روشنگرِی کرد و جناِیات ِیزِید و بطلان حکومتش را فاش نمود و اخبار عاشورا را حکاِیت نمود. از همه اِینها مهمتر اِینکه با آن همه مصِیبت سنگِین، وقتِی از او پرسِیده شد که صحنه کربلا را چگونه ِیافتِی؟ با صلابت و شهامت فرمود: (مَا رَأَِیْتُ إِلَّا جَمِِیلًا) جز زِیباِیِی در کربلا چِیزِی ندِیدم.
نکته: حضرت زِینب ٣ به جاِی توجّه به اتفاقات ناخوشاند و مصائب سنگِین کربلا، جنبههاِی مثبت و پر ارزش کربلا را دِید. آنقدر جهات مثبت، پر رنگ و ارزشمند بود که گوِیا اتفاقات ناخوشاِیند در مقابل آنها هِیچ بود که فرمود: جز زِیباِیِی چِیزِی ندِیدم. دِیدن صحنههاِی شهامت، شجاعت، اِیثار و فداکارِی، تسلِیم در مقابل حجّت خدا، ادب و احترام عاشورائِیان، بروز حالات معنوِیِ رضا و تسلِیم و توکل و عشق به خدا... موجب شد که مصائب با همه سنگِینِیش آنقدر کمرنگ جلوه کند که گوِیا هِیچ اتفاق ناخوشاِیندِی نِیفتاده است. اِین مطلب اغراء نِیست بلکه دِیدن حقِیقت و پشت صحنه جرِیان کربلا براِی انسان موحّد و معتقد به خداست. [١]
١٥. باز هم خداوند يارى مىفرماِید
در اوايل مرجعيت آية اللّه بروجردى مقدارى وجوهات به حوزه علميه قم مىرسيد و اِیشان به طلاب حوزه شهريه مختصرى را مىداد. در سال دوم يا سوم اقامت ايشان، در ِیکِی از ماهها چند نفر از علماى برجسته دِیدند كه وجوهات به مقدار شهريه آن ماه نرسيده و آقاى بروجردى نمىتواند شهريه آن ماه را بپردازد. آنها نامه محرمانهاى براى آقاى فلسفى خطيب توانا و مشهور فرستادند كه در قسمتى از آن نامه چنين نوشته شده بود:
[١] اللهوف علِی قتلِی الطفوف، سِید بن طاووس، ص: ۱۶۰.