جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٠٩ - ٨ نتیجه بدگمانی بدون تحقیق
خود گفتم: اين جوان حتماً از طايفه گمراه صوفيّه است و از مردم كناره گيرِی كرده تا او را نشناسند، وظيفه خود دانستم كه او را نصِیحت كنم. همِین كه نزديك آن جوان رفتم، بدون اين كه با او سخنِی بگوِیم، به من فرمود: اِی شقيق! خداوند در قرآن مِیفرماِید: از گمان بد نسبت به يكديگر دورِی نماِیِید، چرا که بعضِی از گمانها، گناه است.[١]
سپس از چشم من ناپديد شد و ديگر او را نديدم تا آن كه به محلّ قاصبه رسيدم، دوباره چشمم بر آن جوان افتاد، در حالِی كه مشغول نماز بود. دِیدم بدنش از خوف إلهِی مِیلرزيد و قطرات أشك از چشمانش سرازير است. از اطرافِیان پرسيدم: اين آقا كيست؟ گفتند: موسىبنجعفر ٧ است. نزد او رفتم تا از گمان بدِی که نسبت به او داشتم عذرخواهِی كنم، چون نمازش تمام شد قبل از آن كه من حرفِی بزنم، اين آيه شريفه را تلاوت نمود: (وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً ثُمَّ اهْتَدَِی) کناِیه از اِینکه از خطاِی تو گذشتم. [٢]
نکته: ايمان، تعهّدآور است. از آنجا كه برخى از گمانها خطا است، بايد از گمان احتمالِی درباره دِیگران دورى كرد و بدون دلِیل دِیگران را قضاوت نکرد. اصل اوّلِیه در تعامل با مردم اعتماد و برائت انسانها از خطاست
.(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا...)
٨. نتِیجه بدگمانِی بدون تحقِیق
گوسفندِی از خانه امام جواد ٧ گم شده بود. مردم ِیکِی از همساِیگان را به اتهام دزدِی گرفته و کشان کشان نزد امام جواد آوردند. حضرت فرمود: واِی بر شما او را رها کنِید! او دزدِی نکرده، گوسفند در خانه فلان کس است، بروِید از آنجا بِیاورِید! به همان خانه رفتند. دِیدند گوسفند آنجاست.
صاحبخانه را به اتهام دزدِی دستگِیر و لباسهاِیش را پارهپاره کردند و کتک مفصلِی زدند. او پِیوسته قسم مِیخورد که من گوسفند را ندزدِیدم. وقتِی او را خدمت امام آوردند، حضرت فرمود: چرا به او ستم کردِید، گوسفند خودش به خانه او رفته و او اطلاعِی نداشته است. آنگاه امام براِی دلجوِی او مبلغِی را به او بخشِید. [٣]
[١] (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ) سوره حجرات آِیه ١٢.
[٢] دلائل الامامة، ص ٣١٧،مدينةالمعاجز: ج ٦، ص ١٩٤،كشف الغمّة،ج ٢، ص ٢١٣،با کمِیاختلاف در عبارت.
[٣] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، محمد باقر، ج ٥٠، ص: ٤٦.