جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٩٢ - ١١ سخاوت همراه با بزرگواری
اول: حلم و بردبارِی.
دوم: چشم پوشى از اذِیت و انتقام.
سوم: دشنام دهنده را از عمل خود پشِیمان کرد.
چهارم: ضمن گذشت با اِین کار او را موفق به توبه نمود.
پنجم: او را به مدح وادار نمود بعد از آن كه به حضرت دشنام گفته بود. (جُمِعَ فِيهِ خَمْسُ خِصَال الْحِلْمُ وَ إِسْقَاطُ الْأَذَى وَ تَخْلِيصُ الرَّجُلِ مِمَّا يُبَعِّدُهُ عَنِ اللَّهِ وَ حَمْلُهُ عَلَى النَّدَمِ وَ التَّوْبَةِ وَ رُجُوعِهِ إِلَى الْمَدْحِ بَعْدَ الذَّمِّ وَ اشْتَرَى جَمِیعَ ذَلِكَ بِيَسِير مِنَ الدُّنْيَا)[١]
١٠. شناخت مِیزان وفادارِی برادران دِینِی در هنگام فقر
حسنبنكثير مِیگويد: نزد امام باقر ٧ رفتم و از كمك نکردن دوستان خود به آن حضرت شکاِیت کردم، امام باقر از شنيدن اين سخن متأثّر شد و فرمود: بدترين برادر دِینِی كسى است كه در حال بىنيازى و ثروت پِیوسته به تو سر مِیزند و با تو رابطه دوستِی دارد ولِی چون فقير و نيازمند شوِی با تو قطع رابطه كند. سپس به غلام خود دستور داد كيسهاى كه در آن هفتصد درهم بود بياورد سپس آن را به او داد و فرمود: اِینها را مصرف مخارج خود و خانوادهات کن و چون تمام شد به من خبر بده.[٢] امام باقر ٧ به فرزندش امام صادق ٧ وصيّت نمود كه پس از فوت من به اصحابم مستمرّى بده تا آنان براى انتشار دانش در ميان مردم فراغت بال پِیدا کرده و غم روزى نداشته باشند.[٣]
١١. سخاوت همراه با بزرگوارِی
مردِی از خراسان در مجلسِی عمومِی به امام رضا ٧ عرض کرد: يابنرسولالله! من از دوستان شما هستم. اكنون مسافر مكّه هستم و پول و آذوقه سفرم تمام شده و چيزى برايم باقى نمانده كه به شهر خود بازگردم. اگر مقدور است به من قدرِی كمك نماِیِید تا به وطن برگردم. چون مستحق صدقه نيستم، آنچه را كه به من لطف نمودهاِید، از طرف شما به فقرا صدقه مىدهم؟
[١] مجموعة ورام، ج١، ص: ١٢٥.
[٢] صفة الصّفوه ج ٢، ص: ٦٣.
[٣] حياة الامام محمّد الباقر ٧ ج١، ص: ١٢٤.