جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٩١ - ٩ اجتماع پنج خصلت
آن مرد گفت: دشمن من فقر است. امام مدتى سر به زير انداخت، آنگاه سر بلند كرد و به خادم خود فرمود: آنچه پول نقد هست بياور. خادم پنجاه هزار درهم آماده كرد. امام همه را به آن مرد دا و فرمود: اگر اِین دشمن ظالم دوباره به سراغت آمد تو هم به نزد ما بِیا. [١]
٧. امام حسين ٧ درِیاِی جود و سخاوت
روزى امام حسين ٧ به عِیادت اسامةبنزيد رفت. اسامه بيمار بود و از اندوهى كه داشت ناله مِیكرد. امام به او فرمود: اى برادر، غم و غصه تو براى چيست؟ اسامه گفت: بخاطر بدهِی که شصت هزار درهم است. امام فرمود: بر عهده من است كه همه آن را پرداخت كنم. اسامه گفت: مِیترسم قبل از پرداخت آن بمِیرم. امام فرمود: قبل از اين كه بمِیرى پرداخت مِیكنم. بعد از آن حضرت به قول خود وفا نمود. [٢]
خداوند به حضرت موسِی ٧ وحِی نمود که سامرِی را به قتل نرسان (با اِینکه از مفسدانِ بنِیاسرائِیل بود) زِیرا او مرد بسِیار سخاوتمندِی است.[٣]
٨. سخاوت و بخشش مخفِیانه
هنگام دفن امام حسِین٧ بر پشت مباركش اثرى غير متعارف دِیدند. از امام سجاد ٧ علت آن را پرسيدند. حضرت فرمود: اِین نشانه کِیسههاِی نان و خرماِیِی است كه پدرم بر پست مِیگذاشت و به خانه فقرا و يتيمان و بيوه زنان مىبرد. [٤]
٩. اجتماع پنج خصلت
مردى به امام سجاد ٧ دشنام داد، حضرت بلافاصله عباى سياه رنگى را كه بر دوش داشت به او بخشِید و دستور داد هزار درهم نيز به وى بدهند. كسانى كه ناظر اين جريان بودند گفتند: امام با اِین کار پنج خصلت پسنديده را ِیکجا جمع نمود:
[١] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، محمد باقر،ج ٤٣، ص: ٣٥٠.
[٢] مناقب آل ابِیطالب، ابن شهرآشوب، ج٤، ص: ٦٥.
[٣] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج۴، ص: ۴۱.
[٤] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، محمد باقر،ج ٤٤، ص ١٩٠، به نقل از مناقب ابن شهرآشوب.