جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٨٨ - ٢ نهایت سخاوتمندی حضرت یوسف
ب: کسِی که اهل جود است از درخواست مردم و بخشش به آنان خوشحال مِیشود ولِی سخاوتمند ممکن است خوشحال بشود ِیا نشود ولِی عادت به بخشش دارد.
ج: صاحب جود، مال را از خدا و سائل را بنده خدا و خود را واسطهاِی بِیش نمِیبيند ولِی سخاوت معناى وسيعترى دارد و هرگونه بخشش را شامل مىشود.
٢. نهاِیت سخاوتمندِی حضرت ِیوسف ٧
امام هشتم ٧ در توضِیح داستان حضرت ِیوسف ٧ فرمود: حضرت ِیوسف پس از اِینکه فرمانروا شد، به جمعآورِی آذوقه و غلات پرداخت و در هفت سال فراوانِی، انبارها را پر از گندم کرد و چون سالهاِی قحطِی رسِید، شروع به فروش غله کرد.
در سال اول مردم هر چه پول نقد داشتند همه را به ِیوسف داده و آذوقه و غله خرِیدند تا جاِیِی که دِیگر در مصر و اطراف آن درهم و دِینارِی به جا نماند، جز آنکه ِیوسف مالک همگِی آنها شد.
چون سال دوم شد جواهرات و زِیورآلات خود را به نزد ِیوسف آورده و در مقابل آنها از وِی آذوقه گرفتند تا جاِیِی که دِیگر زِیورآلاتِی به جا نماند، جز آنکه همه در ملک ِیوسف در آمد.
در سال سوم مردم در مقابل آذوقه حِیوانت خود را فروختند تا آنجا که دِیگر حِیوانِی نماند جز آنکه ملک ِیوسف شد.
در سال چهارم مردم هر چه غلام و کنِیز و برده داشتند همه را به ِیوسف فروختند و آذوقه گرفته و خوردند تا جاِیِی که دِیگر در مصر غلام و کنِیزِی نماند که ملک ِیوسف نباشد.
در سال پنجم خانه و املاک خود را با ِیوسف معاوضه کردند.
در سال ششم مزارع و آبها را به ِیوسف داده و با آذوقه مبادله کردند.
در سال هفتم خود را به ِیوسف فروختند و آذوقه خرِیدند و دِیگر کسِی نبود که عبد ِیوسف نباشد.
بدِین ترتِیب مردم همه آنچه داشتند به ملک ِیوسف در آوردند. مردم گفتند: تاکنون ندِیده و نشنِیدهاِیم که خداوند چنِین پادشاهِی، علم و حکمت و تدبِیرِی به کسِی عطا نموده باشد.
حضرت ِیوسف ٧ بعد از اِین ماجرا سخاوتمندانه به پادشاه مصر فرمود: من خدا را گواه مِیگِیرم که همه مردم اهل مصر را آزاد کردم و اموال و غلامها و کنِیزانشان را به آنها بخشِیدم. فرمانرواِیِی تو را نِیز به تو وا گذار کردم مشروط بر اِینکه به سِیره من رفتار کنِی.