جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٨٠ - ٤ بخل عامل بد عاقبتی، سخاوت عامل رستگاری
وقتى خبر او به پيامبر رسيد، حضرت تعجب کرد و فرمود: واى بر ثعلبه! در اِین هنگام آِیه ذِیل نازل شد: (وَ مِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ)[١] برخِی از مردم با خدا عهد مِیبندند كه اگر خدا از فضل خود به آنان عطا نماِید، صدقه داده و از بندگان صالح خواهند شد ولِی چون فضل الهى به آنان رسد، بخل ورزِیده و از اداى وظيفه روى گردان شوند.[٢]
٤. بخل عامل بد عاقبتِی، سخاوت عامل رستگارِی
پِیامبر اکرم ٦ در حال طواف خانه خدا بود که ناگهان دِید مردِی به پرده خانه خدا پناه آورده و به خدا عرض مِیکند: خداِیا به حرمت کعبه گناهم را بپوشان.
پِیامبر فرمود: گناه تو چِیست؟ مرد گفت: گناهم بزرگتر از آن است که بگوِیم! پِیامبر فرمود: واِی بر تو! گناه تو بزرگتر است ِیا زمِین؟ مرد گفت: گناه من! پِیامبر فرمود: گناه تو بزرگتر است ِیا کوهها؟ مرد گفت: گناه من. پِیامبر فرمود: گناه تو بزرگتر است ِیا درِیاها؟
مرد گفت: گناه من. پِیامبر فرمود: گناه تو بزرگتر است ِیا آسمانها؟مرد گفت: گناه من. پِیامبر فرمود: گناه تو بزرگتر است ِیا عرش الهِی؟ مرد گفت: گناه من. پِیامبر فرمود: گناه تو بزرگتر است ِیا خدا؟ مرد عرض کرد: خدا بزرگتر و عظِیمتر است. پِیامبر فرمود: مگر گناه تو چِیست؟
مرد گفت: من ثروتمند هستم، هرگاه فقِیرِی نزد من مِیآِید و از من چِیزِی مِیطلبد، به قدرِی ناراحت مِیشوم که گوِیِی شعله آتش به سوِی من آمده است.
پِیامبر فرمود: از من دور شو، من را با آتش خود نسوزان. سوگند به آن کس که من را براِی هداِیت فرستاده، اگر بِین رکن و مقام باِیستِی و هزار هزار سال نماز بخوانِی و گرِیه کنِی و در اِین حال، اشک از چشمانت چون رود جارِی شود و درختان بوسِیله آن سِیراب گردند و با همِین صفتِ بخل بمِیرِی، جاِیگاه تو آتش خواهد بود. آِیا نشنِیدِی که خداوند مِیفرماِید: (وَ مَن ِیبخَل فَإنَّما ِیبخَلُ عَن نَفسِهِ وَ مَن ِیوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَأولَئِکَ هُمُ المُفلِحونَ) هر کس بخل ورزد به خود بخل ورزِیده است. کسانِی که خود را از بخل حفظ نماِیند پس آنان اهل رستگارِی هستند! [٣]
[١] سور توبه، آِیه ٧٥.
[٢] صحِیح مسلم، ج ٢ ص: ٤٦. تفسير نور الثقلين. جلد ٣، ص: ٤٧٠.
[٣] سوره محمد، آِیه ٣٨. جامع السعادات، نراقِی، ج ۲، ص: ۱۱۱.