جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٥٨ - ٣ سلب آزادی از دیگران به اسم آزادی
٣. سلب آزادِی از دِیگران به اسم آزادِی
سمرةبنجندب درخت خرماِیِی در مسِیر راه باغ مردِی از انصار داشت. او بدون اذن و اجازه داخل باغ انصارِی مِیشد و به درخت خود سر مِیزد. ضمنا شاِید چشم چرانِی هم مِیکرد! روزِی مرد انصارِی گفت: سمره! تو مرتّب به طور ناگهانِی وارد منزلم مِیشوِی. اِین کار صحِیحِی نِیست. هرگاه قصد ورود داشتِی، لا اقل اجازه بگِیر و بدون اجازه و به تعبِیر دِیگر بدون ِیا الله وارد نشو. سمره حرف او را نپذِیرفت و گفت: راه از آنِ من است و حق دارم بدون اجازه وارد شوم! ناچار مرد انصارِی شکاِیت او را به رسولخدا ٦ کرد و گفت:
اِین مرد بدون اطلاع به بهانه اِینکه درختِی متعلّق به او است داخل باغ من مِیشود. با اِین کار موجب اذِیت و آزار خانوادهام مِیشود. لطفاً بفرماِیِید بدون اجازه وارد نشود. حضرت به سمره فرمود: فلانِی از تو شکاِیت دارد و مِیگوِید: تو بدون اطلاع او از خانه او عبور مِیکنِی و خانواده او نمِیتوانند به خوبِی خود را حفظ کنند. بعد از اِین اجازه بگِیر و بدون اطلاع وارد نشو!
سمره فرماِیش پِیامبر اکرم ﷺ را قبول نکرد. رسول اكرم ﷺ به منظور رعاِیت آزادى هر دو طرف، از راه ديگرِی وارد شد و به سمره ابتدا پيشنهاد داد که درختش را بفروشد! سمره حاضر نشد. حضرت قِیمت را به چند برابر بالا برد، باز هم راضِی نشد. همِین طور قِیمت را بالا مِیبرد تا اِینکه حضرت فرمود: اگر از اِین درخت بگذرِی، درختِی در بهشت براِی تو ضامن مِیشوم. سمره باز هم تسلِیم نشد و اصرار داشت که نه از درخت خود دست برمِیدارد و نه حاضر است هنگام ورود اجازه بگِیرد. در اِین وقت پِیامبر فرمود: تو آدم موذِی و زِیانرسانِی هستِی. در اسلام زِیان رساندن به دِیگران نفِی شده است. (إِنَّكَ رَجُلٌ مُضَارٌّ وَ لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ فِی الاسلام) سپس به مرد انصارِی فرمود: برو درخت خرماِی او را از جا بکن و جلوِی او بِینداز! بعد از کندن، حضرت به سمره فرمود: حالا برو درختت را هر کجا خواستِی بکار.[١]
نکته: پِیامبر با اين عبارت كوتاه: (لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ فِی الاسلام) يك اصل كلى را در اسلام پايهگذارى نمود كه نه تنها سمره حق ندارد به مرد انصارى ضرر برساند، بلكه هِیچکس به هِیچ عنوان چنِین حقِی را ندارد حتِی احکام الهِی هم اگر ضررِی باشد حکم آن برداشته شده است. آزادِی فرد نباِید موجب ضرر رساندن و سلب آزادِی دِیگران شود. رهاِیِی خواستههاِی نامحدود مثل
[١] . اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج٥، ص: ٢٩٤.