جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٥٦ - ١ آزادی عقیده در اسلام
جامعهاِی حتِّی در خانواده کوچک هم قابل اجرا نِیست و موجب هرج و مرج در خانواده مِیشود ضمن اِینکه انسان با قطع نظر از قوانِین اجتماعِی، نسبت به قوانِین الهِی هم مسؤل است. آزادِی مطلوب آن است که انسان با در نظر گرفتن حقوق دِیگران به حقوق طبِیعِی خود دست ِیابد و زمِینه هر نوع موفقِیت و پِیشرفت براِی همگان فراهم باشد و هِیچگونه مانعِی نباشد. بِین آزادِی غربِی و اسلامِی فرقهاِیِی است که به جهت اختصار در پاورقِی ذکر شده است.[١]
١. آزادِی عقِیده در اسلام
عدهاِی از بازرگانان وارد مدينه شدند و در ضمن تجارت دو نفر از اهالِی مدِینه را به و آيين مسيحيت دعوت كردند. هنگام بازگشت به اتّفاق بازرگانان به شام رفتند. حصين که پدر آن دو مرد بود چون از اين جريان مطلع شد سخت ناراحت شد و جريان را به پيامبر ٦ اطلاع داد و از حضرت خواست كه آنان را به مذهب اسلام بازگرداند ضمناً سؤال كرد: آيا مِیتوانم آنان را به اجبار به اسلام باز گردانيم؟
[١] آزادِی غربِی به معناِی رهاِیِی از هر نوع قِید و بند است بدِین معنِی که هِیچ مانعِی براِی انسان در رسِیدن به خواستههاِی نامحدود او نِیست مشروط به اِینکه موجب سلب آزادِی دِیگران نشود. طبق اِین تعرِیف فرد مِیتواند هر نوع عمل شنِیع و زشتِی را مرتکب شود ولو اِینکه با شان و عزت او سازگار نباشد مثل زنا و شرابخوارِی منوط به اِینکه به دِیگران ضررِی نرساند از اِین جهت که در غرب حدّ آزادِی منحصر در منافع مادِی است ولِی در اسلام ارزشهاِی معنوِی هم مدّنظر است.
در غرب محدودة آزادِی قوانِین بشرِی است ولِی در اسلام علاوه بر آن قوانِین الهِی هم لحاظ شده است کسِی حق ندارد آبروِی مومنِی را در بِین مردم ببرد و از او بدگوِیِی کند. انسان تنها در مقابل مردم مسؤل نِیست در مقابل دستورات الهِی هم مسؤل است در قوانون بشرِی هِیچگونه محدودِیتِی براِی اِین امور وضع نشده است.
ِیکِی از آزادِیهاِی غِیر مشروع سقط جنِین «كورتاژ» است که در کشورهاِی غربِی، امرِی عادِی و متعارف بوده و رسماً به صورت کاملاً قانونِی و بدون هِیچ منعِی انجام مِیپذِیرد و با کمال تأسّف بخاطر آزادِیهاِی نامشروع و غلطِی که در برخِی از اِین کشورها وجود دارد سقط جنِین به صورت أصل و قانون مورد پذِیرش آنها قرار گرفته به طورِی که بِیمارستانهاِی دولتِی نِیز در اِین امر وظِیفه همکارِی با مراجعِین خود را دارند از اِین جهت ارتباط نامشروع در اِین کشورها بالا گرفته و بدون هِیچ محدودِیتِی سقط جنِین انجام مِیپذِیرد. با کمال تأسّف اِین روِیّه در برخِی از کشورهاِی إسلامِی هم نفوذ کرده در حالِی که فقهاِی امامِیه به اتفاق حکم به عدم جواز سقط جنِین نمودهاند ولو جنِین در مرحلهاِی باشد که هنوز در آن روح دمِیده نشده است اهلسنت نِیز در صورت دمِیدهشدن روح در جنِین و برخِی مطلقا حکم به عدم جواز نمودهاند.