جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٥٥ - شماره ٣٢ آزادی
شماره ٣٢: آزادِی
قال الله الحکِیم: (لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ) [١] در پذِیرفتن دِین، هِیچ اجبارِی نِیست بعد از اِینکه راه هداِیت از گمراهِی براِی همگان روشن گردِید.
امِیرمؤمنان على ٧: (لَا تَکُنْ عَبْدَ غَِیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّاً)[٢] بنده دِیگرِی نباش بعد از آنکه خداوند تو را آزاد آفرِیده است.
در اِین شماره انتظار مِیرود که پاسخ سؤالات ذِیل واضح شده باشد:
• آِیا آزادِی مطلق در عرف به معناِی رهاِیِی از هر نوع قِید و شرطِی، پذِیرفته است، چرا؟
• مراد از آزادِی در قوانِین الهِی و بشرِی چِیست؟ چند مصداق آن را بِیان نماِیِید.
• کدامِیک از اقسام آزادِی در نزد دِینداران و بلکه عرف جامعه پذِیرفته نِیست؟
• کسِی که درخواست آزادِی بِیقِید و شرط دارد در پاسخ او چه باِید گفت؟
• آزادِی انسان از عادات ناپسند و رهاِیِی از اسارت نفس به چه معناست؟
شرح کوتاه: آزادِی از امورِی است که مطلوب همه ادِیان، مکاتب و فرهنگها است. لکن از اِین مفهوم سوء استفادههاِی فراوانِی مِیشود مثل اِینکه سازمان ملل در جهت منافع شخصِی خود آزادِی را تفسِیر کرده و به اسمِ آزادِی، بر ضد حقوق بشر قطعنامه صادر کرده و موجب تضِیِیع حقوق دِیگران مِیشود.درست است که انسان در بهرهمندِی از امکانات دنِیا آزاد است ولِی آزادِی حد و حدودِی دارد. کسِی حق ندارد به اسم آزادِی آساِیش دِیگران را سلب کند. مثلا اگر جمعِی از مردان و زنان در مکانِی عمومِی حضور دارند مردها به اسم آزادِی نمِیتوانند با لباس غِیرمناسب که در عرف پذِیرفته نِیست در جمع زنان حاضر شوند.
زنها هم باِید پوشش خود را حفظ کنند تا موجب تحرِیک احساسات مردان و به تبع آن از هم پاشِیدگِی کانون گرم خانوادهها نشوند. به عنوان آزادِی نمِیتوان به نقطه مقابل آن عمل نمود و موجب سلب آزادِی و آساِیش دِیگران شد. آزادِی به معناِی رهاِیِی فرد از هر قِید و بندِی در هِیچ
[١] سوره بقره، آِیه ٢٥٦.
[٢] تحف العقول، محقق، غفارِی، علِی اکبر، ص: ٧٧.