جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٣٤ - ٧ آرزوى دور و دراز همراه با غفلت
٥. آرزو در دنِیاِی فانِی
دنِیا بهصورت زنِی چشم آبِی در برابر حضرت عِیسِی ٧ مجسّم شد. حضرت عِیسِی ٧ از او پرسِید: تا به حال چند شوهر کردهاِی؟ او گفت: خِیلِی. حضرت فرمود: همه طلاقت دادهاند؟ گفت: نه. من همه را با مشغولکردن به آرزوها کشتهام. حضرت فرمود: واِی به حال شوهران فعلِی تو که به تو دل بستهاند چگونه از شوهران قبلِی عبرت نمِیگِیرند.[١]
٦. تلاش و فعالِیت بر اساس آرزو
روزى حضرت عيسِی ٧ پيرمردى را ديد كه با بيل در زراعت مشغول کار است. حضرت عيسى ٧ از خدا درخواست کرد که امِید را از دل او بِیرون ببرد! ناگهان پيرمرد بيل را به يك طرف انداخت و روى زمين دراز كشيد و خوابيد، كمِی گذشت حضرت عيسى عرض كرد: خداِیا اميد و آرزو را به او بازگردان! ناگاه پيرمرد از جا برخاست و دوباره شروع به كار كرد!
حضرت عيسى ٧ از آن پِیرمرد پرسيد: چطور شد بيل را كنار انداختى و خوابيدى و كمِی بعد ناگهان برخاستى و مشغول كار و فعالِیت شدى؟ پيرمرد گفت: در مرتبه اول با خود گفتم: من پير و ناتوانم. ممكن است امروز و فردا بميرم، چرا اين همه زحمت بکشم. با اين انديشه بيل را به يك طرف انداختم و خوابيدم!
كمِی كه گذشت با خود گفتم: از كجا معلوم كه من سالها نمانم. اكنون كه زنده هستم. انسان تا زنده است تهِیه وسايل زندگى برايش لازم است. پس بايد براى خود به فکر زندگى آبرومندى باشم، اين بود كه برخاستم و مشغول كار شدم. [٢]
٧. آرزوى دور و دراز همراه با غفلت
روزى حضرت عيسى ٧ همراه اصحاب خود«حواريون»در سير و سياحت بودند که به روستاِیى رسيده و ديدند همه اهل روستا اعم از انسانها و پرندگان و حيوانات، دسته جمعِی مردهاند، حضرت عِیسِی به حوارِیون فرمود: معلوم است كه اينها به عذاب عمومِی گرفتار
[١] سبک زندگِی اهلبِیت، غلامرضا حِیدرِی ابهرِی، ص: ٢٦٣ به نقل از بحار ج: ١، ص: ١٥٢.
[٢] بحار الأنوار، مجلسِی، محمد باقر، ط دار الاحِیاء التراث، ج١٤ ص: ٢١٩.